Monday, March 16, 2009

داستان  جسد مومیای شده فرعون

 

In this world we made a curse to follow them: and on the Day of Judgment they will be among the loathed (and despised).'

(Quran 28: 42)

درین جهان ما آنها را به مصیبت دچار کردیم و در روز آخرت ایشان در جملهَ نفرت شده گان اند.

Pharaoh Ramesses

 

 

أولاً هذه أقرب صوره التقطت لمومياء فرعون ( رمسيس الثاني ).

This is the closest picture taken of Pharaoh

Ramesses II

این ها نزدیک ترین تصاویر برداشته شده از فرعون اند


وهذه حكا ية فرعون مع فرنسا .....

Here's the story of France with Pharaoh Ramesses

و این است داستان فرانسه با فرعون...


عندما تسلم الرئيس الفرنسي الراحل فرانسوا ميتران زمام الحكم في فرنسا عام 1981

When Francisco Mitra became the president of France in 1981

وقتیکه در سال 1981 میلادی فرانسسوا میترا رئیس جمهور فرانسه شد


طلبت فرنسا من مصر في نهاية الثمانينات استضافة مومياء فرعون

France requested from the Egyptian government to host the mummy of Pharaoh

فرانسه از دولت مصر درخواست نمود تا جسد مومیائی شده فرعون را این به منظور اجرای تحقیقات لابراتواری و باستان شناسی به آن کشور بفرستد 

لإجراء اختبارات وفحوصات أثرية ... فتم نقل جثمان أشهر طاغوت عرفته الأرض

For the purpose of running laboratory and archeological examinations on the mummy of the most notorious dictator ever lived on earth


.... وهناك عند سلم الطائرة اصطف الرئيس الفرنسي منحنياً هو

Upon arrival, a very royal attendants were there including the French president himself and all ministers who bowed in honor for the mummy

  در موقع رسیدن جسد یک هیئت تشریفاتی بلند پایه به شمول رئیس جمهور فرانسه و تمام وزرای کابینه در آنجا حاضر بودند که به احترام جسد سر تعظیم فرود آوردند 

ووزراؤه وكبار المسؤولين الفرنسيين ليستقبلوا فرعون 
وعندما انتهت مراسم الإستقبال الملكي لفرعون على أرض فرنسا .. حُملت

When the ceremony ended, the mummy was carried to a specially-designed section at the Archeology Centre of France

در ختم مراسم جسد مومیائی شده به یک بخش خاص مرکز باستان شناسی فرانسه که به همین منظور طرح و دیزان گردیده بود انتقال داده شد.


مومياء الطاغوت بموكب لا يقل حفاوة عن استقباله وتم نقله إلى جناح خاص في مركز الآثار الفرنسي ليبدأ بعدها أكبر علماء الآثار في فرنسا وأطباء الجراحة والتشريح دراسة تلك المومياء واكتشاف أسرارها

Were it started to be tested by the greatest French archeological and anatomical scientists in order to discover more about such a great mummy

جائیکه مشهورترین باستان شناسان و ماهرین علم کالبد شناسی فرانسه تحقیقات خود را بالای جسد آغاز نمودند تا در مورد این مومیائی ناب معلومات بیشتر حاصل نمایند


وكان رئيس الجراحين والمسؤول الأول عن دراسة هذه المومياء هو البروفيسور موريس بوكاي
 

The scientists were headed by Professor Maurice Bucaille

رهبری این تیم تحقیقاتی را پروفیسور موریس بوکایل به عهده داشت


كان المعالجون مهتمين بترميم المومياء ، بينما كان اهتمام موريس هو محاولة أن يكتشف كيف مات هذا الملك الفرعوني ،

Scientists were trying to restore the mummy while Professor Maurice was mainly concerned with how did this mummy die!

  ساینس دان ها کوشش میکردند تا مومیائی جسد را دو باره اعاده (ترمیم) نمایند پروفیسور موریس بسیار نگران ازین جهت بود که چطور این مومیائی بزرگ تخریب گردیده

وفي ساعة متأخرة من الليل ظهرت النتائج النهائية .. لقد كانت بقايا الملح العالق في جسده أكبر دليل على أنه مات غريقا ، وأن جثته استخرجت من البحر بعد غرقه فورا ، ثم اسرعوا بتحنيط جثته لينجو بدنه

The final report of the scientists was released late at night which states that the remaining salt in the mummy is an overt evidence that it was drawn in the sea, and the body was rescued very shortly where it was immediately embalmed to be saved

راپور نهائی ساینس دادن ها ناوقت شب به نشر رسید. راپور بیانگر این بود که نمک باقیمانده در مومیائی دلیل آشکار بر افتادن (غرق شده) جسد در دریا (بحر) بوده که بعداً بزودی نجات داده و آناً جسد مومیائی کاری شده تا خراب نشود

لكن أمراً غريباً مازال يحيره وهو كيف بقيت هذه الجثة أكثر سلامة من 
غيرها رغم أنها استُخرجت من البحر !

An amazing thing was still confusing Professor Maurice is that how could this body possibly be safer than any other mummy despite being taken out of the sea up until this time

  چیزی که برای پروفیسور موریس تا هنوز مبهم به نظر میرسد اینست که چطور امکان دارد که این جسد با وجود اینکه از بحر بیرون آورده شده نسبت به سایر اجساد مومیائی شده تا بحال سالمتر باقیمانده است

 

 كان موريس بوكاي يعد تقريراً 
نهائيا عما كان يعتقده اكتشافاً جديداً في انتشال جثة فرعون من البحر

Professor Maurice was writing his final report on what he thought would be a new discovery about saving Pharaoh's body immediately after his death and embalming it

  پروفیسور موریس در حال نوشتن راپور نهائی خود در مورد آنچه که فکر میکرد که یک کشف جدید در باره حفظ جسد فرعون آناً بعد از مرگ و مویائی کاری آن بود


وتحنيطها بعد غرقه مباشرة ، حتى همس أحدهم في أذنه قائلا : لا تتعجل .... فإن المسلمين يتحدثون عن غرق هذه المومياء

And there, someone whispered to him that Muslims claim to know something about the drowning of this mummy

و کسی برای او (به شکل زیرگوشی) گفت که مسلمانان ادعا دارند که گویا در مورد غرق شدن این جسد چیزهائی میدانند


ولكنه استنكر بشدة هذا الخبر واستغربه ، فمثل هذا الإكتشاف لا يمكن معرفته إلا بتطور العلم الحديث وعبر أجهزة حاسوبية حديثة بالغة الدقة

Yet the Professor firmly denied such thing saying that it’s impossible to discover this without the development of science and without using his high-tech and complicated laboratories   and computers

با این حال پروفیسور ازین واقعیت اکیداً انکار میکرد با گفتن اینکه این نا ممکن است که این مسئله را بدون انکشاف ساینس و بدون استفاده از تکنالوژی پیشرفته، لابراتوار های مدرن و کمک کمپیوتر دریابیم


، فقال له أحدهم إن قرآنهم الذي يؤمنون به يروي قصة عن غرقه وعن سلامة
 
جثته بعد الغرق ، فازداد ذهولا وأخذ يتساءل .. كيف هذا وهذه المومياء
 
لم تُكتشف إلا في عام 1898 ، أي قبل مائتي عام تقريبا ، بينما قرآنهم
موجود قبل أكثر من ألف وأربعمائة عام؟ وكيف يستقيم في العقل هذا ،
والبشرية جمعاء وليس العرب فقط لم يكونوا يعلمون شيئا عن قيام قدماء
 
المصريين بتحنيط جثث الفراعنة إلا قبل عقود قليلة من الزمان فقط؟

 

To his surprise, he was told that Muslims believe in a book called 'Quran' and this Quran narrates the story of Pharaoh's drowning and ensures the safety of his body after his death as to be a Sign to mankind. The Professor couldn't believe his own ears and started to wonder:

How can a book existed 1400 years ago speak about the mummy that was only found 200 years ago, in 1898??!!

How can that be possible while the ancient Egyptian heritage was discovered only a few decades ago and no one knew about it before??!!

در حالیکه وی خیلی متعجب بود برایش گفته شد که مسلمانان به یک کتابی باور دارند که قرآن نام دارد و این کتاب داستان غرق شدن فرعون را بیان میکند و حفاظت جسد او را بعد از مرگش تضمین کرده است تا برای بشریت یک مثال باشد. پروفیسور باور خود را بالای گوش های خود از دست داده بود و خیلی متعجب شده بود ازینکه چطور میتواند یک کتابیکه 1400 سال پیش بوجود آمده بود در مورد جسد مومیائی شده ای حرف بزند که فقط 200 سال پیش (1989 میلادی) پیدا شد. چطور امکان دارد که میراث مصری های قدیم فقط چند قرن قبل کشف شد در حالیکه هیچ کس در مورد آن قبلاً چیزی نمیدانست

جلس موريس بوكاي ليلته محدقا بجثمان فرعون يفكر بإمعان عما همس به 
صاحبه له من أن قرآن المسلمين يتحدث عن نجاة هذه الجثة بعد الغرق ..
بينما كتابهم المقدس يتحدث عن غرق فرعون أثناء مطاردته لسيدنا موسى
 
عليه السلام دون أن يتعرض لمصير جثمانه .. وأخذ يقول في نفسه : هل

 

The Professor sat down pondering on what he was told

about the book of Muslims while his Holy Book narrates only the drowning of Pharaoh without saying anything about his body

پروفیسور بر جای خود نشست و در مورد آنچه که راجع به کتاب مسلمانان برایش گفته شده بود تعمق زیاد نمود و بیاد آورد که در حالیکه کتاب مقدس خودش صرف در مورد غرق شدن فرعون توضیح داده نه در مورد جسد او.

يُعقل أن يكون هذا المحنط أمامي هو فرعون الذي كان يطارد موسى؟ وهل 
يعقل أن يعرف محمدهم هذا قبل أكثر من ألف عام؟

Is it possible that this mummy in front of me is the one who was chasing Moses??!!’

Is it possible that Muhammad knew this 1400 years ago??!!’

  " آیا این ممکن است که این جسد مومیائی شده که حالا در مقابل من قرار دارد کسیست که موسی علیه السلام را تعقیب میکرد "

" آیا این ممکن است که محمّد صلی الله علیه و سلم این را 1400 سال قبل میدانست"

لم يستطع موريس أن ينام ، وطلب أن يأتوا له بالتوراة ، فأخذ يقرأ في 
التوراة قوله : فرجع الماء وغطى مركبات وفرسان جميع جيش فرعون الذي
دخل وراءهم في البحر لم يبق منهم ولا واحد .. وبقي موريس بوكاي حائراً فحتى الإنجيل لم يتحدث عن نجاة هذه الجثة وبقائها سليمة

The Professor couldn't sleep that night till they brought him the Old Testament where he read: 'the sea drowned Pharaoh and his army, no one else was left alive' He was surprised that the Holy Book didn't mention about the destiny of the body and that it will be saved

پروفیسور مذکور تمام شب نخوابید تا اینکه آنها وصیت نامهَ کهنه را برایش آوردند که موصوف دران چنین خواند: " بحر غرق کرد فرعون و لشکریانش را، هیچ کسی دیگر زنده نماند " او تعجب کرد که کتاب مقدس در بارهَ سرنوشت جسد و اینکه آن محفوظ خواهد ماند هیچ چیزی نگفته


بعد أن تمت معالجة جثمان فرعون وترميمه أعادت فرنسا لمصر المومياء ،
 
ولكن موريس لم يهنأ له قرار ولم يهدأ له بال منذ أن هزه الخبر الذي
 
يتناقله المسلمون عن سلامة هذه الجثة ، فحزم أمتعته وقرر السفر لبلاد
المسلمين لمقابلة عدد من علماء التشريح المسلمين
 
وهناك كان أول حديث تحدثه معهم عما اكشتفه من نجاة جثة فرعون بعد

When the scientists were done with the mummy, France retuned it to Egypt , but Professor Maurice couldn't rest for a moment since he was told that Muslims know about the safety of the body. So, he decided to travel and meet anatomy Muslim scientists and there he spoke about his discovery of the safety of the mummy after its death in the sea and so on.

وقتیکه ساینس دان ها کار ترمیم مومیائی را خلاص کردند فرانسه جسد را دوباره به مصر باز گرداند لیکن پروفیسور موریس برای لحظه ای هم آرام گرفته نتوانست بعد ازانکه برایش گفته شد که مسلمانان در مورد بقای جسد میدانند. پس او تصمیم گرفت تا سفر نموده با علمای کالبد شناسی مسلمان ملاقی شود و درانجا در مورد کشف خود مبنی بر بقای جسد مومیائی شدهَ فرعون بعد از مرگ او در دریا و سایر مسائل صحبت نمود. 


الغرق ... فقام أحدهم وفتح له المصحف وأخذ يقرأ له
قوله تعالى : (فاليوم ننجيك ببدنك لتكون لمن خلفك آية .. وإن كثيرا من الناس عن آياتنا لغافلون).

سورة يونس: آية 92.

لقد كان وقع الآية عليه شديدا .. ورجت له نفسه رجة جعلته يقف أمام 
الحضور ويصرخ بأعلى صوته : لقد دخلت الإسلام وآمنت بهذا القرآن
 
رجع موريس بوكاي إلى فرنسا بغير الوجه الذى ذهب به .. وهناك مكث عشر

 

One of the Muslim scientists stood up and simply opened the Quran and pointed to the Professor at one verse:

یکی از علمای کالبد شناسی مسلمان برخاست و قرآن را باز کرده آیهَ مبارکهَ ذیل را به پروفیسور نشان داد که خداوند پاک گفته: 

This day shall We save you in your body, that you may be a Sign to those who come after you! But verily, many among mankind are neglectful of Our Signs

(Quran 10:92)

" امروز ما جسد تو را نگاه میداریم تا پند شود برای دیگران بعد از تو، مگر هر آئینه اکثریت انسان ها از نشانه های ما انکار میکنند " 

The Professor was struck when he read that and immediately stood in front of the crowd and said loudly: 'I believe in Islam, I believe in Quran'

Then he went back to France with a different face he traveled with.

پروفیسود از شنیدن این آیه هیجان زده شد و از جا برخاست و در مقابل همه به آواز بلند گفت که " من به اسلام باور دارم، من به قرآن ایمان دارم " بعداً او با وجه دیگری به فرانسه باز گشت.


سنوات ليس لديه شغل يشغله سوى دراسة مدى تطابق الحقائق العلمية 
والمكتشفة حديثا مع القرآن الكريم ، والبحث عن تناقض علمي واحد مما 
يتحدث به القرآن ليخرج بعدها بنتيجة قوله تعالى : لا يأتيه الباطل من 
بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حكيم حميد

In France , he dedicated 10 years investigating the scientific discoveries and comparing them with the Quran and trying to come up with one scientific contradiction with the Quran. Finally he quoted one verse from the Quran to be his conclusion:

در فرانسه او 10 سال را وقف کشفیات علم ساینس و مقایسهَ آن با قرآن نمود با این کوشش که یک کشف علمی را دریابد که با قران در تضاد باشد. در خاتمه او یک آیهَ مبارکه را منحیث نتیجه گیری نهائی خود نقل قول کرد که میگوید:

No falsehood can approach it (this book) from before or behind it: it is sent down by One Full of Wisdom, Worthy of all praise

(Quran 41:42)

" نمی آید هیچ غلطی نه قبل از این و نه بعد، نازل شده (این قرآن) توسط خداوند بسیار دانا و با حکمت " 

كان من ثمرة هذه السنوات التي قضاها الفرنسي موريس أن خرج بتأليف كتاب 
عن القرآن الكريم هز الدول الغربية قاطبة ورج علماءها رجا ، لقد كان
عنوان الكتاب : القرآن والتوراة والإنجيل والعلم .. دراسة الكتب 
المقدسة في ضوء المعارف الحديثة

 

As a result of all years of his research, Professor Maurice wrote a book that shook all Europe , especially the scientists there

'Quran, Torah, Bible and Science:

A Study of the Holy Books in the Light of Modern Science

من أول طبعة له نفد
All copies were sold out at a very short time

پروفیسور موریس  در نتیجهَ سالها تحقیقش کتابی را بنام نوشت که تمام اروپا را تکان داد مخصوصاً ساینس دان ها را. عنوان کتاب او است:

قرآن، تورات، انجیل و ساینس

یک تحقیق در مورد کتاب های آسمانی در روشنی علوم مدرن

تمام نسخه های این کتاب در مدت کوتاه فروخته شد.

سبق وأن زرت بنفسي المتحف الفرعوني في القاهرة ودهشت  حقيقة من توافد الأولوف من السياح من جميع أقطار المعمورة لمشاهدة المومياء، ولكن مع الأسف كثير منهم يجهلون حقيقة الدرس الذي من اجله حفظ الله تعالى جسد فرعون وهو إنذار كل من يكذب الله تعالى ورسله صلوات الله عليهم

I personally visited the Cairo Museum where the mummy is preserved and there you get astonished at the scenery of thousands of people from all over the world visiting the place everyday , unfortunately, many of the tourists there would think: 'Woow, look at that! Amazing!! So nice to see people of all times!! Without realizing the intended lesson that Allah has kept this body a Sign to all mankind of anyone who denies Allah and His messengers.

من شخصاً از موزیم قاهره دیدن نموده ام جائیکه جسد مومیائی شدهَ فرعون نگهداری میشود و در آنجا شما از مشاهدهَ هزاران نفر از سراسر دنیا حیران میشوید که همه روزه ازانجا بازدید مینمایند. با کمال تأسف اکثریت جانگردان درانجا شاید فکر کنند که:

اوه، آنرا ببین، عجیب است!! بسیار جالب است که مردم همه زمانه ها را میبینیم!!

بدون اینکه در مورد حکمت اصلی اینکه خداوند این جسد را که از خداوند و پیغمبران او انکار میکرد برای عبرت انسان ها محفوظ نگهداشته و پندی که ازان مطلوب است فکر کنند.

In another chapter in the Quran:

'When Moses came to them with Our clear Signs, they said: This is nothing but sorcery faked up: never did we hear the like among our fathers of old!

Moses said: 'My Lord knows best who it is that comes with guidance from Him and whose end will be best in the Hereafter: certain it is that the wrong-doers will not prosper.

'Pharaoh said: 'O Chiefs! No god do I know for you but myself: therefore, O Haman! Light me a (kiln to bake bricks) out of clay, and build me a lofty palace, that I may mount up to the god of Moses: but as far as I am concerned, I think (Moses) is a lair!'

And he was arrogant and insolent in the land, beyond reason, - he and his hosts: they thought they would not have to return to Us!

So We seized his and his hosts, and We flung them into the sea: now behold what was the end of those who did wrong!

And We made them (but) leaders inviting to the Fire; and on the Day of Judgment no help shall they find.

In this world We made a curse to follow them: and on the Day of Judgment they will be among the loathed (and despised).'

(Quran 28: 36-42)

So now,


'
Has not the time arrived for the Believers that their hearts in all humility should engage in the remembrance of Allah and the Truth which has been revealed to them, and that they should not become like those to whom was given Revelation aforetime, but long ages passed over them and their hearts grew hard? For many among them are rebellious transgressors.

Know you (all) that Allah gives life to the earth after its death! Already have We shown the Signs plainly to you, that you may learn wisdom.

For those who give in charity, men and women, and loan to Allah a Beatiful Loan, it shall be increased manifold (to their credits), and they shall have (besides) a liberal reward.

And those who believe in Allah and His messengers- they are the Sincere (lovers of Truth), and the Witnesses (who testify), in the eyes of their Lord: they shall have their Reward and their Light.

But those who reject Allah and deny Our Signs,- they are the companions of Hell-Fire '

Quran 57: 16-19

Professor Maurice Bucaille

پروفیسور موریس بوکایل

 

Tuesday, November 18, 2008

راز مثلث برمودا



 
در اقیانوس اطلس، منطقه شگفت انگیزی وجود دارد که تاکنون، تعداد زیادی از هواپیماها و کشتی ها، بی آنکه نشانه ای از خود برجای گذارند، به طرز اسرارآمیزی در آنجا ناپدید شده اند. این منطقه مرگبار که اصطلاحا «مثلث برمودا» یا «مثلث شیطان» نامیده می شود، از شمال به جزیره «برمودا» از باختر به « فلوریدا» و از سوی خاور به نقطه ای از اقیانوس اطلس محدود میشود. حوادث شگفت انگیزی که در این نقطه از عالم اتفاق افتاده، دانشمندان را بر آن داشته است تا در « مثلث برمودا» به مطالعه و کاوش بپردازند و در رابطه با این حوادث، نظریات گوناگون ارائه دهند، ولی این کوشش ها، تا کنون
کمکی به حل معما نکرده است.
در حدود ساعت 5/10 شامگاه 29 ژانویه 1948 هواپیمای بزرگ چهار موتوره بریتانیا موسوم به « استار تایگر» هنگامی که با 26 مسافر و خدمه بر فراز « مثلث برمودا» پرواز می کرد، ناگهان به طرز اسرارامیزی ناپدید شد و دیگر هیچ خبری از آن به دست نیامد. چند دقیقه قبل، تنها یک پیام رادیویی از خلبان هواپیما دریافت شده بود که اعلام کرده بود « هوا خوب است و هیچ مانعی وجود ندارد» با این حال، هواپیمای « استار تایگر» ناپدید گردید و معلوم نشد چه بلایی بر سر آن آمد. در ساعت 45/7 دقیقه بامداد روز 17 ژانویه 1949 کاپیتان با هواپیمای خود از فرودگاهی در جزیره « برمودا» به هوا برخاست تا به «کینگستون» واقع در « جامائیکا» برود، ولی این هوایما نیز هنگام عبور از فراز « مثلث برمودا» به سرونوشت هواپیمای قبلی دچار گردید. کاپیتان 40 دقیقه پس از پرواز، طی یک تماس رادیویی، وضع هوا را عالی توصیف کرد و با اطمینان گفت که به موقع به « جامائیکا» خواهد رسید. ولی این آخرین پیامی بود که از خلبان هواپیما دریافت شد و پس از آن، فقط سکوتی اسرار آمیز بر قرار گردید. برای یافتن این هواپیما، قطعات شکسته آن، و یا حتی آثار روغن و بنزین بر سطح آب که می توانست سرنخی به دست دهد، جستجوی گسترده ای به عمل آمد، لیکن این جستجو کاملا بی فایده بود. پیش از ناپدید شدن این دو هواپیما، حادثه شگفت انگیزی در مثلث برمودا رخ داده بود که توجه همگان را به خود جلب کرد و در حقیقت وجه تسمیه «مثلث برمودا» از آنجا ناشی شد. وجه تسمیه «مثلث برمودا» در روز 5 دسامبر 1945 پنج بمب افکن از نوع «اونجر» به منظور انجام یک پرواز تمرینی که پرواز شماره 19 نامیده می شد، از پایگاه نظامی « فورت لودردیل» واقع در « فلوریدا» به هوا برخاستند . طبق برنامه ، آنها می بایستی یک مسیر مثلث شکل را طی کنند و دوباره به پایگاه بازگردند.
قبلا جندین بار جنین تمرینی را انجام داده بودند، از این رو این ماموریت بر ایشان دشوار نبود. از سوی دیگر، خلبانان و خدمه این پنج بمب افکن را افرادی با تجربه و ماهر تشکیل می دادندم. و همه هواپیماها مجهز به بهترین دستاه بی سیم و تجهیزات هوانوردی بودند. در ساعت 10/2 دقیقه آن روز، هر پنج بمب افکن به هوا برخاستند و با آرایشی زیبا و سرعتی در حدود 200 مایل در ساعت به سوی خاور به پرواز در آمدند. در ساعت 45/3 دقیقه، حادثه وحشتناکی رخ داد. ستوان «تایلو» فرمانده این اسکادران طی تماس رادیویی با برج مراقبت فریاد زد: - برج مراقبت ... وضع اضطراری پیش آمده ... انگار ما از مسیر خود منحرف شده ایم... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم... تکرار می کنم ... ما قادر نیستیم زمین را ببینیم. مسئول برج مراقبت پرسید: - حالا در چه موقعیتی هستید؟ - موقعیت خود را به درستی نمی دانیم ... اصلا نمی دانیم کجا هستیم . به نظر میرسد راه را گم کرده ایم. مسئول برج مراقبت از این سخن بر خود لرزید. چگونه ممکن بود پنج هواپیما، با سرنشینان پر تجربه خود، در شرایطی که هوا کاملا مساعد بود راه خود را گم کنند. برج مراقبت گفت: - طاقت داشته باشید. به سوی غرب پرواز کنید. ستوان « تایلور» پاسخ داد: - ما اصلا نمی دانیم غرب کجاست... همه دستگاه ها از کار افتاده ... همه چیز شگفت انگیز است. هیچ جهتی را نمی توانیم تشخیص دهیم. حتی اقیانوس شکل دیگری به خود گرفته است... چند لحظه بعد، دوباره صدای ستوان« تایلور» به گوش ریسید که دیوانه وار فریاد زد: - ما وارد آب های سفید می شویم ... خطر همچون دشنه ای به سوی ما می آید... کمک ... کمک ... و این آخرین پیام ستوان « تایلور» بود و صدای او برای همیشه خاموش شد. مسئولان فرودگاه، وضع اضطراری اعلام کردند و یک هواپیمای « مارتین مرینر» با 13 سرنشین و مجهز به کلیه وسایل نجات از زمین برخاست تا به جستجوی پنج هواپیمای بمب افکن بپردازد، ولی شگفت اینکه این هواپیما نیز به همان سرنوشت پنج بمب افکن دچار گردید و برای همیشه ناپدید شد. در ساعت 4/7 دقیقه بعد از ظهر آن روز، برج مراقبت نیروی دریایی در « اوپالوکا» پیام ضعیفی دریافت کرد که مربوط به یکی از هواپیماهای پرواز شماره 19 بود. عجیب آن بود که به موجب پیش بینی، موجودی بنزین آخرین هواپیما می بایستی تقریبا دو ساعت پیش تمام شده باشد، در حالی که هنوز در آسمان بود. سپیده دم روز بعد، 242 فروند هواپیما و 18 فروند کشتی به جستجوی هواپیماهای گمشده پرداختند، ولی اثری از آنها نیافتند. انگار این هواپیماها، قطره ای شده و به درون اقیانوس فرو رفته بودند. هرگاه فرض کنیم که این پنج هواپیمای بمب افکن، در آسمان با یکدیگر تصادم کرده اند، می بایستی قطعات شکسته هواپیما و یا آثار و علائمی از این تصادم پیدا می شد و از سوی دیگر هنگامی که ستوان«تایلور» وضع اضطراری اعلام کرد، برخی از خدمه هواپیما می توانستند به وسیله چتر نجات، خود را از مهلکه رهایی بخشند، یا پس از سقوط در آب از وسایل ایمنی نظیر تشک های بادی و جلیقه های نجات استفاده کنند، در حالی که معلوم نیست چرا هیچ یک از این اقدامات صورت نگرفت . هواپیمای « مارتین مرینر» که به کمک این پنج هواپیما شتافته بود، به گونه ای ساخته شده بود که می توانست روی آب بنشیند، در حالی که این هواپیما نیز بی آنکه با برج مراقبت تماس بگیرد، به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد. واقعیت حادثه تا به امروز کشف نشده و این ماجرا همچنان در شمار یکی از اسرار حل نشده عالم، باقی مانده است. پس از این رویداد، تعداد زیادی هواپیما و کشتی همراه با سرنشینان آنها در منطقه مثلث برمودا ناپدید شده اند که تا کنون اثری از آنها به دست نیامده است و این حوادث موجب شده که دانشمندان نظریات گوناگون در رابطه با « مثلث برمودا» ارائه دهند. نظرات دانشمندان در ارتباط با مثلث برمودا
پاره ای از این دانشمندان بر این اعتقادند که از مثلث برمودا، دریچه ای به دنیای دیگر گشوده می شود و این کشتی ها و هواپیماها از آن دریچه به بعد دیگری که برای ما ناشناخته است منتقل می شوند. و گروهی دیگر گناه این حوادث را به گردن موجودات فضایی می اندازند و می گویند که ساکنان کرات دیگر، کشتی ها و هواپیماها را با سرنشینانش برای تحقیق به کرات خود می برند. برخی دیگر نیز با توجه به فرضیه فرو رفتن قاره افسانه ای آتلانتیس به زیر آب ، بر این باورند که در اعماق آب های مثلث برمودا، بلور عظیمی وجود دارد که اشعه ای قوی تر از لیزر از آن ساطع می شود و این اشعه کشتی ها و هواپیماها را ذوب می کند. در نقشه های قدیم یقاره ای به نام « آتلانتیس» به چشم می خورد که امروزه اثری از این خشکی وجود ندارد، و دانشمندان حدس می زنند بر اثر وقوع فاجعه ای که ماهیت آن هنوز بر بشر معلوم نیست، در منطقه «مثلث برمودا» به اعماق اقیانوس فرورفته باشد.

موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا 80 درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد. »

مشاهدات و گزارشات
در بیشتر اتفاقات مثلث برمودا ، اکثر هواپیماها در حالی ناپدید شده‌اند که تماس رادیویی خود را با ایستگاههای مبدا و مقصدشان تا آخرین لحظه حفظ کرده‌اند و یا برخی دیگر در لحظات آخر پیامهای غیر عادی مخابره کرده‌اند که حاکی از عدم کنترل آنان بر روی دستگاه و ابزارها بوده است و یا چرخش عقربه‌های قطب نما به دور خود و تغییر رنگ آسمان اطراف به زردی و مه آلودی ، آن هم در روز صاف و آفتابی و یا تغییراتی غیر عادی در آبها که تا لحظاتی قبل آرام بوده‌اند، بدون بیان هیچ دلیل روشنی از چگونگی این وقایع.این پیامها رفته رفته ضعیف‌تر و غیرقابل تشخیص‌تر شده و یا سریعا قطع شده‌اند. دقیقا مثل اینکه چیزی ارتباط رادیویی را قطع کرده باشد و یا چنانچه اظهار عقیده شده، در حال دور شدن و عقب رفتن از فضا و زمان بوده و دورتر و دورتر شده‌اند. در برخی موارد گزارشها حاکی از آن بود که نوری ناشناخته و غیر قابل تشریح روئیت شده است. همچنین توده سیاه و تاریکی در سطح دریا که پس از مدتی ناپدید شده ، در جریان اتفاقات مزبور گزارش شده است.در مواردی هم گزارش شده که نقطه تاریک بزرگی در میان ستارگان در آسمان دیده شده که نوری متحرک از طرف زمین به آن قسمت وارد شده و سپس هر دو ناپدید شده‌اند. در تمام مدت دیده شدن تاریکی ، دستگاهها و سایر ابزارهای قایق‌های ناظر از کار افتاده بودند که پس از رفع تاریکی آسمان ، دوباره شروع بکار کرده‌اند.در یک مورد هم پیامی عجیب از یک کشتی باری ژاپنی بدین مضمون دریافت گردید. "خطری همانند یک خنجر هم اکنون ... به سرعت می‌آید ... ما نمی‌توانیم فرار کنیم ..." در هر حال بدون اینکه مشخص شود خنجر چه بود، کشتی ناپدید شد.
علل واقعه
علل فرضی طبیعی
توضیحات و علل فرضی مختلفی درباره حوادث مثلث برمودا ارائه شده است که معمول‌ترین فرضیات بر اساس مرگ غیر طبیعی (زیرا هیچ جسدی تا کنون بدست نیامده است.) بنا شده است. این توضیحات عبارتند از:جزر و مد ناگهانی دریا در نتیجه زلزله در اعماق دریا ، وزش بادهای مخرب و اختلالات جوی ، گویهای آتشفشان که موجب انفجار هواپیماها می‌شود، گرفتار آمدن در جاذبه یک گرداب یا گردباد که باعث سقوط و انهدام هواپیماها یا انحراف مسیر کشتیها و مفقود شدن آنها در آب می‌شود، تحت تاثیر نیرویی مغناطیسی قرار گرفتن و اختلالات امواج الکترومغناطیسی، ولی این دلایل توجیه قابل قبولی برای ناپدید شدن هواپیماها و کشتیهای متعدد در یک منطقه نیست.
علل فرضی غیر طبیعی
دستگیری و ربوده شدن به وسیله زیردریایی یا بشقاب پرنده‌هایی متعلق به کراتی دیگر که برای تحقیق درباره حیات و زندگی باستان و حال ما انسانها به کره زمین آمده‌اند، می‌تواند علتی غیر طبیعی برای توجیه وقایع باشد.یکی از عجیب‌ترین پیشنهادات در این مورد بوسیله ادگار کایس ، پیشگو و روانکاو و حکیم در دهه پنجم قرن بیست ، ارائه شده است. به عقیده وی قرنها قبل از کشف اشعه لیزر ، بومیان سواحل اقیانوس اطلس از کریستال به عنوان یک منبع انرژی و قدرت استفاده می‌کردند. به نظر کاین نوعی نیروی شیطانی القا شده از سوی آنها ، در عمق یک مایلی در قسمت غرب اندروس غرق شده که هنوز در برخی مواقع باعث از کار انداختن ابزار و وسایل الکتریکی کشتیها ، هواپیماها و در نهایت نابودی آنها می‌گردد.ام. ک. جساپ که یک فضانورد ، منجم و متخصص کره ماه است، در کتابش به نام « در مورد بشقاب پرنده‌ها » ابزار می‌دارد که ناپدید شدن کشتیهای مشهور در مثلث برمودا ، به وسیله اجسام پرنده صورت گرفته است. وی مفقود شدن خدمه آنها را نیز به اجسام مزبور ربط می‌دهد. به عقیده جساپ یوفوها هر چه هستند، حوزه مغناطیسی موقتی ایجاد می‌کنند که دارای طرحی یونیزه شده است و می‌تواند باعث متلاشی شدن یا ناپدید شدن هواپیماها و کشتیها گردد. او روی این سوال کار می‌کرد که چگونه
نیروی مغناطیسی کنترل شده و می‌تواند باعث نامرئی شدن گردد. نظریه میدان واحد انیشتین او را مجذوب کرده بود. جساپ هر دو اینها را کلیدی می‌دانست برای ظهور و محو شدن ناگهانی بشقاب پرنده‌ها و ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها. ولی مرگ امکان ادامه فعالیت و نتیجه گیری را از جساپ گرفت و تحقیقاتش نیمه تمام ماند.
گذشته و آینده برمودا
به نظر می‌رسد که این منطقه طی زمانهای متمادی گذشته نیز در افسانه‌ها به منزله مکانی ترسناک وجود داشته و حتی خیلی قبل از تاریخ کشف آن و بعد از آن تاریخ تا صدها سال با عناوین «دریایی از مقبره‌ها» ، «مثلث شیطان» ، «مثلث مرگ» ، «دریای بدبختی» ، «گورستان آتلانتیک» نامیده می‌شده است. شومی و بدشگونی مثلث برمودا حتی در عصر فضا نیز باعث تعجب انسانهایی چون کریستف کلمب و فضانوردان آپولو 13 که یکی کاشف در زمین و دیگری در فضاست، شده است.اینکه چرا وقایع عجیب این منطقه گزارش نمی‌شود، شاید به دلیل ایجاد رعب و وحشت عمومی باشد، شاید هم چون دلیل اصلی وقایع معلوم نیست، اتفاقات مربوطه بازتاب نمی‌یابد. البته در اغلب گزارشات ارائه شده هم سانسورهایی وجود دارد که اصل وقایع را سرپوشیده نگه می‌دارد.
آیا این مثلث دوباره قربانیان دیگری می‌گیرد؟
آیا بشر موفق به کشف راز آن خواهد شد؟
و بسیاری آیاها و پرسشهای بی جواب دیگر که مسلما در ذهن شما هم وجود دارد.