Friday, May 1, 2009

نامه حضرت علی به مالک اشتر

نامه حضرت علی به مالک اشتر


این نامه، الگوی زمامداری اسلامی تلقی می گردد.

معرفی: وقتی مولا علی، مالک اشتر نخعی از یاران خود را به امارت مصر منصوب کرد، به او نامه ای نوشت. این نامه بی تردید از مهمترین اسناد سیاسی حقوق اسلامی و خصوصا شعبه شیعی آن است. این نامه به روشنی نشان می دهد رویکرد مترقی مولا علی به مساله حکومت را در عصر جاهلیت عرب و در دوران حکومت های الیگارشی. در این نامه که به نوعی به قانون اساسی اسلامی ایشان می ماند ویژگی های حکومت اسلامی، حاکم اسلامی، حقوق شهروندان، رابطه دولت با شهروند و … بیان شده است. توصیه می کنم علاقه مندان، ـ خصوصا دانشجویان و دوستداران مباحث حقوق عمومی ـ آنرا با دقت کامل مطالعه کنند. این ترجمه از ترجمه نهج البلاغه انجام شده توسط دکتر آیتی می باشد.

توضیح سید رضی مولف نهج البلاغه: “اين فرمان را براى مالك اشتر نخعى نوشت،هنگامى كه او را امارت مصر و توابع آن داد.در آن‏هنگام كه كار بر محمد بن ابى بكر آشفته شده بود.اين فرمان درازترين فرمانهاست و از ديگرنامه‏هاى او محاسن بيشترى در بردارد.”

متن نامه: “به نام خداوند بخشاينده مهربان ‏اين فرمانى است از بنده خدا،على امير المؤمنين،به مالك بن الحارث الاشتر.درپيمانى كه با او مى‏نهد،هنگامى كه او را فرمانروايى مصر داد تا خراج آنجا را گرد آوردو با دشمنانش پيكار كند و كار مردمش را به صلاح آورد و شهرهايش را آباد سازد.

او را به ترس از خدا و برگزيدن طاعت او بر ديگر كارها و پيروى از هر چه دركتاب خود بدان فرمان داده،از واجبات و سنتهايى كه كس به سعادت نرسد مگر به‏پيروى از آنها،و به شقاوت نيفتد،مگر به انكار آنها و ضايع گذاشتن آنها.و بايد كه‏خداى سبحان را يارى نمايد به دل و دست و زبان خود،كه خداى جل اسمه،يارى‏كردن هر كس را كه ياريش كند و عزيز داشتن هر كس را كه عزيزش دارد بر عهده گرفته‏است.و او را فرمان مى‏دهد كه زمام نفس خويش در برابر شهوتها به دست گيرد و ازسركشيهايش باز دارد،زيرا نفس همواره به بدى فرمان دهد، مگر آنكه خداوندرحمت آورد.

اى مالك، بدان كه تو را به بلادى فرستاده‏ام كه پيش از تو دولتها ديده، برخى‏دادگر و برخى ستمگر.و مردم در كارهاى تو به همان چشم مى‏نگرند كه تو دركارهاى واليان پيش از خود مى‏نگرى و درباره تو همان گويند كه تو درباره‏آنها مى‏گويى و نيكوكاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جارى ساخته،توان شناخت.

بايد بهترين اندوخته‏ها در نزد تو،اندوخته كار نيك باشد.پس زمام هواهاى نفس خويش فروگير و بر نفس خود،در آنچه براى او روا نيست،بخل بورزكه بخل ورزيدن بر نفس،انصاف دادن است در آنچه دوست دارد يا ناخوش‏مى‏شمارد.مهربانى به رعيت و دوست داشتن آنها و لطف در حق ايشان را شعاردل خود ساز.چونان حيوانى درنده مباش كه خوردنشان را غنيمت‏شمارى،زيراآنان دو گروهند يا همكيشان تو هستند يا همانندان تو در آفرينش.از آنها خطاهاسر خواهد زد و علتهايى عارضشان خواهد شد و،بعمد يا خطا،لغزشهايى كنند،پس،از عفو و بخشايش خويش نصيبشان ده،همانگونه كه دوست دارى كه خداوندنيز از عفو و بخشايش خود تو را نصيب دهد.زيرا تو برتر از آنها هستى و،آنكه تو را بر آن سرزمين ولايت داده،برتر از توست و خداوند برتر از كسى است‏كه تو را ولايت داده است.ساختن كارشان را از تو خواسته و تو را به آنها آزموده‏است.

اى مالك،خود را براى جنگ با خدا بسيج مكن كه تو را در برابر خشم او توانى‏نيست و از عفو و بخشايش او هرگز بى‏نياز نخواهى بود.هرگاه كسى را بخشودى،ازكرده خود پشيمان مشو و هرگاه كسى را عقوبت نمودى،از كرده خود شادمان مباش.

هرگز به خشمى،كه از آنت امكان رهايى هست،مشتاب و مگوى كه مرا بر شما اميرساخته‏اند و بايد فرمان من اطاعت‏شود.زيرا،چنين پندارى سبب فساد دل و سستى‏دين و نزديك شدن دگرگونيها در نعمتهاست.هرگاه،از سلطه و قدرتى كه در آن‏هستى در تو نخوتى يا غرورى پديد آمد به عظمت ملك خداوند بنگر كه برتر ازتوست و بر كارهايى تواناست كه تو را بر آنها توانايى نيست.اين نگريستن سركشى‏تو را تسكين مى‏دهد و تندى و سرافرازى را فرو مى‏كاهد و خردى را كه از تو گريخته‏است‏به تو باز مى‏گرداند.

بپرهيز از اينكه خود را در عظمت‏با خدا برابر دارى يا در كبريا و جبروت،خودرا به او همانند سازى كه خدا هر جبارى را خوار كند و هر خودكامه‏اى را پست وبيمقدار سازد.هر چه خدا بر تو فريضه كرده است،ادا كن و درباره خواص خويشاوندانت و از افراد رعيت،هركس را كه دوستش مى‏دارى،انصاف را رعايت‏نماى.كه اگر نه چنين كنى،ستم كرده‏اى و هر كه بر بندگان خدا ستم كند،افزون بربندگان،خدا نيز خصم او بود.و خدا با هر كه خصومت كند، حجتش را نادرست‏سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از اين كار باز ايستد و توبه كند.هيچ چيز چون‏ستمكارى،نعمت‏خدا را ديگرگون نكند و خشم خدا را برنينگيزد،زيرا خدا دعاى‏ستمديدگان را مى‏شنود و در كمين ستمكاران است.

بايد كه محبوبترين كارها در نزد تو،كارهايى باشد كه با ميانه‏روى سازگارتر بود وبا عدالت دمسازتر و خشنودى رعيت را در پى داشته باشد زيرا خشم توده‏هاى مردم،خشنودى نزديكان را زير پاى بسپرد و حال آنكه،خشم نزديكان اگر توده‏هاى مردم ازتو خشنود باشند، ناچيز گردد.خواص و نزديكان كسانى هستند كه به هنگام فراخى‏و آسايش بر دوش والى بارى گران‏اند و چون حادثه‏اى پيش آيد كمتر از هر كس به‏ياريش برخيزند و خوش ندارند كه به انصاف درباره آنان قضاوت شود.اينان همه چيزرا به اصرار از والى مى‏طلبند و اگر عطايى يابند،كمتر از همه سپاس مى‏گويند و اگربه آنان ندهند،ديرتر از ديگران پوزش مى‏پذيرند.در برابر سختيهاى روزگار،شكيباييشان بس اندك است.اما ستون دين و انبوهى مسلمانان و ساز و برگ در برابردشمنان،عامه مردم هستند،پس،بايد توجه تو به آنان بيشتر و ميل تو به ايشان‏افزونتر باشد.

و بايد كه دورترين افراد رعيت از تو و دشمنترين آنان در نزد تو،كسى باشد كه‏بيش از ديگران عيبجوى مردم است.زيرا در مردم عيبهايى است و والى از هر كس‏ديگر به پوشيدن آنها سزاوارتر است.از عيبهاى مردم آنچه از نظرت پنهان است،مخواه كه آشكار شود،زيرا آنچه بر عهده توست،پاكيزه ساختن چيزهايى است كه برتو آشكار است و خداست كه بر آنچه از نظرت پوشيده است،داورى كند.تا توانى‏عيبهاى ديگران را بپوشان،تا خداوند عيبهاى تو را كه خواهى از رعيت مستوربماند،بپوشاند.و از مردم گره هر كينه‏اى را بگشاى و از دل بيرون كن و رشته هر عداوت را بگسل و خود را از آنچه از تو پوشيده داشته‏اند،به تغافل زن و گفته سخن‏چين را تصديق مكن.زيرا سخن چين،خيانتكار است،هر چند،خود را چون‏نيكخواهان وانمايد.

با بخيلان راى مزن كه تو را از جود و بخشش باز دارند و نه با حريصان،زيراحرص و طمع را در چشم تو مى‏آرايند كه بخل و ترس و آزمندى،خصلتهايى‏گوناگون هستند كه سوء ظن به خدا همه را دربر دارد.بدترين وزيران تو،وزيرى است‏كه وزير بدكاران پيش از تو بوده است و شريك گناهان ايشان.مبادا كه اينان همراز وهمدم تو شوند،زيرا ياور گناهكاران و مددكار ستم پيشگان بوده‏اند.در حالى كه،تومى‏توانى بهترين جانشين را برايشان بيابى از كسانى كه در راى و انديشه و كاردانى‏همانند ايشان باشند ولى بار گناهى چون بار گناه آنان بر دوش ندارند، از كسانى كه‏ستمگرى را در ستمش و بزهكارى را در بزهش يارى نكرده باشند.رنج اينان بر توكمتر است و ياريشان بهتر و مهربانيشان بيشتر و دوستيشان با غير تو كمتر است.

اينان را در خلوت و جلوت به دوستى برگزين.و بايد كه برگزيده‏ترين وزيران توكسانى باشند كه سخن حق بر زبان آرند،هر چند،حق تلخ باشد و در كارهايى‏كه خداوند بر دوستانش نمى‏پسندد كمتر تو را يارى كنند،هر چند،كه اين سخنان‏و كارها تو را ناخوش آيد.به پرهيزگاران و راست گويان بپيوند،سپس،از آنان‏بخواه كه تو را فراوان نستايند و به باطلى كه مرتكب آن نشده‏اى،شادمانت‏ندارند،زيرا ستايش آميخته به تملق،سبب خودپسندى شود و آدمى را به سركشى‏وادارد.

و نبايد كه نيكوكار و بدكار در نزد تو برابر باشند،زيرا اين كار سبب شود كه‏نيكوكاران را به نيكوكارى رغبتى نماند،ولى بدكاران را به بدكارى رغبت‏بيفزايد.باهر يك چنان رفتار كن كه او خود را بدان ملزم ساخته است.و بدان،بهترين چيزى كه‏حسن ظن والى را نسبت‏به رعيتش سبب مى‏شود،نيكى كردن والى است در حق رعيت و كاستن است از بار رنج آنان و به اكراه وادار نكردنشان به انجام دادن كارهايى‏كه بدان ملزم نيستند.و تو بايد در اين باره چنان باشى كه حسن ظن رعيت‏براى توفراهم آيد.زيرا حسن ظن آنان،رنج‏بسيارى را از تو دور مى‏سازد.به حسن ظن تو،كسى سزاوارتر است كه در حق او بيشتر احسان كرده باشى و به بدگمانى،آن‏سزاوارتر كه در حق او بدى كرده باشى.

سنت نيكويى را كه بزرگان اين امت‏به آن عمل كرده‏اند و رعيت‏بر آن سنت‏به‏نظام آمده و حالش نيكو شده است،مشكن و سنتى مياور كه به سنتهاى نيكوى‏گذشته زيان رساند،آنگاه پاداش نيك بهره كسانى شود كه آن سنتهاى نيكو نهاده‏اند وگناه بر تو ماند كه آنها را شكسته‏اى.تا كار كشورت به سامان آيد و نظامهاى نيكويى،كه پيش از تو مردم برپاى داشته بودند برقرار بماند،با دانشمندان و حكيمان،فراوان،گفتگو كن در تثبيت آنچه امور بلاد تو را به صلاح مى‏آورد و آن نظم و آيين كه مردم‏پيش از تو بر پاى داشته‏اند.

بدان،كه رعيت را صنفهايى است كه كارشان جز به يكديگر اصلاح نشود و ازيكديگر بى‏نياز نباشند.صنفى از ايشان لشكرهاى خداى‏اند و صنفى،دبيران خاص‏يا عام و صنفى قاضيان عدالت گسترند و صنفى،كارگزاران‏اند كه بايد در كار خودانصاف و مدارا را به كار دارند و صنفى جزيه دهندگان و خراجگزارانند،چه ذمى وچه مسلمان و صنفى بازرگانان‏اند و صنعتگران و صنفى فرودين كه حاجتمندان ومستمندان باشند.هر يك را خداوند سهمى معين كرده و ميزان آن را در كتاب خود وسنت پيامبرش(صلى الله عليه و آله)بيان فرموده و دستورى داده كه در نزد مانگهدارى مى‏شود.

اما لشكرها،به فرمان خدا دژهاى استوار رعيت‏اند و زينت واليان.دين به آنهاعزت يابد و راهها به آنها امن گردد و كار رعيت جز به آنها استقامت نپذيرد.و كارلشكر سامان نيابد،جز به خراجى كه خداوند براى ايشان مقرر داشته تا در جهاد بادشمنانشان نيرو گيرند و به آن در به سامان آوردن كارهاى خويش اعتماد كنند و نيازهايشان را برآورد.اين دو صنف،برپاى نمانند مگر به صنف سوم كه قاضيان وكارگزاران و دبيران‏اند،اينان عقدها و معاهده‏ها را مى‏بندند و منافع حكومت را گردمى‏آورند و در هر كار،چه خصوصى و چه عمومى،به آنها متكى توان بود. و اينها كه‏برشمردم،استوار نمانند مگر به بازرگانان و صنعتگران كه گردهم مى‏آيند و تا سودى‏حاصل كنند،بازارها را برپاى مى‏دارند و به كارهايى كه ديگران در انجام دادن آنهاناتوان‏اند امور رعيت را سامان مى‏دهند.آنگاه،صنف فرودين،يعنى نيازمندان ومسكينان‏اند و سزاوار است كه والى آنان را به بخشش خود بنوازد و ياريشان كند.درنزد خداوند،براى هر يك از اين اصناف،گشايشى است.و هر يك را بر والى حقى‏است،آن قدر كه حال او نيكو دارد و كارش را به صلاح آورد.و والى از عهده آنچه‏خدا بر او مقرر داشته،بر نيايد مگر،به كوشش و يارى خواستن از خداى و ملزم‏ساختن خويش به اجراى حق و شكيبايى ورزيدن در كارها،خواه بر او دشوار آيد ياآسان نمايد.

آنگاه از لشكريان خود آن را كه در نظرت نيكخواه‏ترين آنها به خدا و پيامبر اوو امام توست،به كار برگمار.اينان بايد پاكدامن‏ترين و شكيباترين افراد سپاه باشند،دير خشمناك شوند و چون از آنها پوزش خواهند،آرامش يابند.به ناتوانان،مهربان‏و بر زورمندان،سختگير باشند. درشتيشان به ستم بر نينگيرد و نرميشان برجاى‏ننشاند.آنگاه به مردم صاحب حسب و خوشنام بپيوند،از خاندانهاى صالح كه‏سابقه‏اى نيكو دارند و نيز پيوند خود با سلحشوران و دليران و سخاوتمندان‏و جوانمردان استوار نماى،زيرا اينان مجموعه‏هاى كرم‏اند و شاخه‏هاى احسان وخوبى.آنگاه به كارهايشان آنچنان بپرداز كه پدر و مادر به كار فرزند خويش‏مى‏پردازند.اگر كارى كرده‏اى كه سبب نيرومندى آنها شده است،نبايد در نظرت بزرگ‏آيد و نيز نبايد لطف و احسان تو در حق آنان هر چند خرد باشد،در نظرت اندك‏جلوه كند.زيرا لطف و احسان تو سبب مى‏شود كه نصيحت‏خود از تو دريغ ندارند وبه تو حسن ظن يابند.نبايد بدين بهانه،كه به كارهاى بزرگ مى‏پردازى،از كارهاى كوچكشان غافل مانى،زيرا الطاف كوچك را جايى است كه از آن بهره‏مند مى‏شوندو توجه به كارهاى بزرگ را هم جايى است كه از آن بى‏نياز نخواهند بود.

بايد برگزيده‏ترين سران سپاه تو،در نزد تو،كسى باشد كه در بخشش به افراد سپاه‏قصور نورزد و به آنان يارى رساند و از مال خويش چندان بهره‏مندشان سازد كه‏هزينه خود و خانواده‏شان را،كه بر جاى نهاده‏اند،كفايت كند،تا يكدل و يك راى روى‏به جهاد دشمن آورند،زيرا مهربانى تو به آنها دلهايشان را به تو مهربان سازد.و بايدكه بهترين مايه شادمانى واليان برپاى‏داشتن عدالت در بلاد باشد و پديد آمدن‏دوستى در ميان افراد رعيت.و اين دوستى پديد نيايد،مگر به سلامت دلهاشان.ونيكخواهيشان درست نبود،مگر آنگاه كه براى كارهاى خود بر گرد واليان خود باشندو بار دولت ايشان را بر دوش خويش سنگين نشمارند و از دير كشيدن‏فرمانرواييشان ملول نشوند.پس اميدهايشان را نيك برآور و پيوسته به نيكيشان‏بستاى و رنجهايى را كه تحمل كرده‏اند،همواره بر زبان آر،زيرا ياد كردن از كارهاى‏نيكشان،دليران را برمى‏انگيزد و از كارماندگان را به كار ترغيب مى‏كند.ان شاء الله. وهمواره در نظر دار كه هر يك در چه كارى تحمل رنجى كرده‏اند،تا رنجى را كه يكى‏تحمل كرده به حساب ديگرى نگذارى و كمتر از رنج و محنتى كه تحمل كرده،پاداشش مده.شرف و بزرگى كسى تو را واندارد كه رنج اندكش را بزرگ شمرى وفرودستى كسى تو را واندارد كه رنج‏بزرگش را خرد به حساب آورى.

چون كارى بر تو دشوار گردد و شبهه آميز شود در آن كار به خدا و رسولش‏رجوع كن.زيرا خداى تعالى به قومى كه دوستدار هدايتشان بود،گفته است:«اى‏كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا اطاعت كنيد و از رسول و الوالامر خويش فرمان‏بريد و چون در امرى اختلاف كرديد اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد به خدا وپيامبر رجوع كنيد.»

رجوع به خدا،گرفتن محكمات كتاب اوست و رجوع به رسول،گرفتن سنت‏جامع اوست، سنتى كه مسلمانان را گرد مى‏آورد و پراكنده نمى‏سازد.و براى داورى‏در ميان مردم،يكى از افراد رعيت را بگزين كه در نزد تو برتر از ديگران بود.از آن‏كسان،كه كارها بر او دشوار نمى‏آيد و از عهده كار قضا برمى‏آيد.مردى كه مدعيان باستيزه و لجاج،راى خود را بر او تحميل نتوانند كرد و اگر مرتكب خطايى شد،بر آن‏اصرار نورزد و چون حقيقت را شناخت در گرايش به آن درنگ ننمايد و نفسش به‏آزمندى متمايل نگردد و به اندك فهم،بى‏آنكه به عمق حقيقت رسد،بسنده نكند.

قاضى تو بايد،از هر كس ديگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بيش از همه به‏دليل متكى باشد و از مراجعه صاحبان دعوا كمتر از ديگران ملول شود و دركشف حقيقت،شكيباتر از همه باشد و چون حكم آشكار شد،قاطع راى دهد.

چرب‏زبانى و ستايش به خودپسنديش نكشاند.از تشويق و ترغيب ديگران به يكى‏از دو طرف دعوا متمايل نشود.چنين كسان اندك به دست آيند،پس داورى مردى‏چون او را نيكو تعهد كن و نيكو نگهدار.و در بذل مال به او،گشاده دستى به‏خرج ده تا گرفتاريش برطرف شود و نيازش به مردم نيفتد.و او را در نزد خود چنان‏منزلتى ده كه نزديكانت درباره او طمع نكنند و در نزد تو از آسيب ديگران در امان‏ماند.

در اين كار،نيكو نظر كن كه اين دين در دست‏بدكاران اسير است.از روى هوا وهوس در آن عمل مى‏كنند و آن را وسيله طلب دنيا قرار داده‏اند.

در كار كارگزارانت‏بنگر و پس از آزمايش به كارشان برگمار،نه به سبب دوستى باآنها.و بى‏مشورت ديگران به كارشان مگمار،زيرا به راى خود كار كردن و از ديگران‏مشورت نخواستن، گونه‏اى از ستم و خيانت است.كارگزاران شايسته را در ميان‏گروهى بجوى كه اهل تجربت و حيا هستند و از خاندانهاى صالح،آنها كه در اسلام‏سابقه‏اى ديرين دارند.اينان به اخلاق شايسته‏ترند و آبرويشان محفوظتر است و ازطمعكارى بيشتر رويگردان‏اند و در عواقب كارها بيشتر مى‏نگرند. در ارزاقشان بيفزاى،زيرا فراوانى ارزاق،آنان را بر اصلاح خود نيرو دهد و ازدست اندازى به مالى كه در تصرف دارند،باز مى‏دارد.و نيز براى آنها حجت است،اگر فرمانت را مخالفت كنند يا در امانتت‏خللى پديد آورند.پس در كارهايشان تفقدكن و كاوش نماى و جاسوسانى از مردم راستگوى و وفادار به خود بر آنان بگمار.

زيرا مراقبت نهانى تو در كارهايشان آنان را به رعايت امانت و مدارا در حق رعيت‏وامى‏دارد.و بنگر تا ياران كارگزارانت تو را به خيانت نيالايند.هر گاه يكى از ايشان‏دست‏به خيانت گشود و اخبار جاسوسان در نزد تو به خيانت او گرد آمد و همه بدان‏گواهى دادند،همين خبرها تو را بس بود.بايد به سبب خيانتى كه كرده تنش را به‏تنبيه بيازارى و از كارى كه كرده است، بازخواست نمايى.سپس،خوار و ذليلش‏سازى و مهر خيانت‏بر او زنى و ننك تهمت را بر گردنش آويزى.

در كار خراج نيكو نظر كن،به گونه‏اى كه به صلاح خراجگزاران باشد.زيرا صلاح‏كار خراج و خراجگزاران،صلاح كار ديگران است و ديگران حالشان نيكو نشود،مگربه نيكوشدن حال خراجگزاران،زيرا همه مردم روزيخوار خراج و خراجگزاران‏اند.

ولى بايد بيش از تحصيل خراج در انديشه زمين باشى،زيرا خراج حاصل نشود،مگربه آبادانى زمين و هر كه خراج طلبد و زمين را آباد نسازد،شهرها و مردم را هلاك كرده‏است و كارش استقامت نيابد،مگر اندكى.هرگاه از سنگينى خراج يا آفت محصول يابريدن آب يا نيامدن باران يا دگرگون شدن زمين،چون در آب فرو رفتن آن يا بى‏آبى،شكايت نزد تو آوردند،از هزينه و رنجشان بكاه،آنقدر كه اميد مى‏دارى كه كارشان راسامان دهد.و كاستن از خراج بر تو گران نيايد،زيرا اندوخته‏اى شود براى آبادانى بلادتو و زيور حكومت تو باشد،كه ستايش آنها را به خود جلب كرده‏اى و سبب‏شادمانى دل تو گردد،كه عدالت را در ميانشان گسترده‏اى و به افزودن ارزاقشان و به‏آنچه در نزد ايشان اندوخته‏اى از آسايش خاطرشان و اعتمادشان به دادگرى خود ومدارا در حق ايشان،براى خود تكيه‏گاهى استوار ساخته‏اى.چه بسا كارها پيش آيدكه اگر رفع مشكل را بر عهده آنها گذارى،به خوشدلى به انجامش رسانند.زيرا چون‏بلاد آباد گردد،هر چه بر عهده مردمش نهى،انجام دهند كه ويرانى زمين را تنگدستى‏مردم آن سبب شود و مردم زمانى تنگدست گردند كه همت واليان،همه گردآوردن مال بود و به ماندن خود بر سر كار اطمينان نداشته باشند و از آنچه مايه عبرت است،سود برنگيرند.

سپس،به دبيرانت نظر كن و بهترين آنان را بر كارهاى خود بگمار و نامه‏هايى راكه در آن تدبيرها و اسرار حكومتت آمده است،از جمع دبيران،به كسى اختصاص ده‏كه به اخلاق از ديگران شايسته‏تر باشد.از آن گروه كه اكرام تو سرمستش نسازديا چنان دليرش نكند كه در مخالفت‏با تو،بر سر جمع سخن گويد و غفلتش سبب‏نشود كه نامه‏هاى عاملانت را به تو نرساند يا در نوشتن پاسخ درست تو به آنها درنگ‏روا دارد،يا در آنچه براى تو مى‏ستاند يا از سوى تو مى‏دهد،سهل‏انگارى كند،ياپيمانى را كه به سود تو بسته،سست گرداند و از فسخ پيمانى كه به زيان توست،ناتوان باشد.دبير بايد به پايگاه و مقام خويش در كارها آگاه باشد زيرا كسى كه مقدارخويش را نداند،به طريق اولى،مقدار ديگران را نتواند شناخت.مباد كه در گزينش‏آنها بر فراست و اعتماد و حسن ظن خود تكيه كنى.زيرا مردان با ظاهر آرايى و نيكوخدمتى،خويشتن را در چشم واليان عزيز گردانند.ولى،در پس اين ظاهر آراسته وخدمت نيكو،نه نشانى از نيكخواهى است و نه امانت.

دبيرانت را به كارهايى كه براى حكام پيش از تو بر عهده داشته‏اند،بيازماى و از آن‏ميان، بهترين آنها را كه در ميان مردم اثرى نيكوتر نهاده‏اند و به امانت چهره‏اى‏شناخته‏اند،اختيار كن.كه اگر چنين كنى اين كار دليل نيكخواهى تو براى خداونداست و هم به آن كس كه كار خود را بر عهده تو نهاده.بر سر هر كارى از كارهاى خوداز ميان ايشان،رئيسى برگمار.كسى كه بزرگى كار مقهورش نسازد و بسيارى آنهاسبب پراكندگى خاطرش نشود.اگر در دبيران تو عيبى يافته شود و تو از آن غفلت‏كرده باشى،تو را به آن بازخواست كنند.

اينك سفارش مرا در حق بازرگانان و پيشه‏وران بپذير و درباره آنها به كارگزارانت‏نيكو سفارش كن.خواه آنها كه بر يك جاى مقيم‏اند و خواه آنها كه با سرمايه خويش‏اين سو و آن سو سفر كنند و با دسترنج‏خود زندگى نمايند.زيرا اين گروه،خود مايه‏هاى منافع‏اند و اسباب رفاه و آسودگى و به دست آورندگان آن از راههاى دشوارو دور و خشكى و دريا و دشتها و كوهساران و جايهايى كه مردم در آن جايها گردنيايند و جرئت رفتن به آن جايها ننمايند.اينان مردمى مسالمت‏جوى‏اند كه نه ازفتنه‏گريهايشان بيمى است و نه از شر و فسادشان وحشتى.در كارشان نظر كن،خواه‏در حضرت تو باشند يا در شهرهاى تو.با اينهمه بدان كه بسيارى از ايشان را روشى‏ناشايسته است و حريص‏اند و بخيل.احتكار مى‏كنند و به ميل خود براى كالاى خودبها مى‏گذارند،با اين كار به مردم زيان مى‏رسانند و براى واليان هم مايه ننگ و عيب‏هستند.

پس از احتكار منع كن كه رسول الله(صلى الله عليه و آله)از آن منع كرده است وبايد خريد و فروش به آسانى صورت گيرد و بر موازين عدل،به گونه‏اى كه در بها،نه‏فروشنده زيان بيند و نه بر خريدار اجحاف شود.پس از آنكه احتكار را ممنوع‏داشتى،اگر كسى باز هم دست‏به احتكار كالا زد،كيفرش ده و عقوبتش كن تا سبب‏عبرت ديگران گردد ولى كار به اسراف نكشد.

خدا را،خدا را،در باب طبقه فرودين:كسانى كه بيچارگان‏اند از مساكين ونيازمندان و بينوايان و زمينگيران.در اين طبقه،مردمى هستند سائل و مردمى‏هستند،كه در عين نياز روى سؤال ندارند.خداوند حقى براى ايشان مقرر داشته و ازتو خواسته است كه آن را رعايت كنى،پس،در نگهداشت آن بكوش.براى اينان دربيت المال خود حقى مقرر دار و نيز بخشى از غلات اراضى خالصه اسلام را،در هرشهرى،به آنان اختصاص ده.زيرا براى دورترينشان همان حقى است كه‏نزديكترينشان از آن برخوردارند.و از تو خواسته‏اند كه حق همه را،اعم از دور ونزديك،نيكو رعايت كنى.سرمستى و غرور،تو را از ايشان غافل نسازد،زيرا اين‏بهانه كه كارهاى خرد را به سبب پرداختن به كارهاى مهم و بزرگ از دست هشتن،هرگز پذيرفته نخواهد شد. پس مت‏خود را از پرداختن به نيازهايشان دريغ مدار و به تكبر بر آنان چهره‏دژم منماى و كارهاى كسانى را كه به تو دست نتوانند يافت،خود،تفقد و بازجست‏نماى.اينان مردمى هستند كه در نظر ديگران بيمقدارند و مورد تحقير رجال‏حكومت.كسانى از امينان خود را كه خداى ترس و فروتن باشند،براى نگريستن دركارهايشان برگمار تا نيازهايشان را به تو گزارش كنند.

با مردم چنان باش،كه در روز حساب كه خدا را ديدار مى‏كنى،عذرت پذيرفته‏آيد كه گروه ناتوانان و بينوايان به عدالت تو نيازمندتر از ديگران‏اند و چنان باش كه‏براى يك يك آنان در پيشگاه خداوندى،در اداى حق ايشان،عذرى توانى داشت.

تيمار دار يتيمان باش و غمخوار پيران از كار افتاده كه بيچاره‏اند و دست‏سؤال پيش‏كس دراز نكنند و اين كار بر واليان دشوار و گران است و هرگونه حقى دشوار و گران‏آيد.و گاه باشد كه خداوند اين دشواريها را براى كسانى كه خواستار عاقبت نيك‏هستند،آسان مى‏سازد.آنان خود را به شكيبايى وامى‏دارند و به وعده راست‏خداوند،درباره خود اطمينان دارند.

براى كسانى كه به تو نياز دارند،زمانى معين كن كه در آن فارغ از هر كارى به آنان‏پردازى. براى ديدار با ايشان به مجلس عام بنشين،مجلسى كه همگان در آن حاضرتوانند شد و،براى خدايى كه آفريدگار توست،در برابرشان فروتنى نمايى و بفرماى‏تا سپاهيان و ياران و نگهبانان و پاسپانان به يك سو شوند،تا سخنگويشان بى‏هراس‏و بى‏لكنت زبان سخن خويش بگويد.كه من از رسول الله(صلى الله عليه و آله)بارهاشنيدم كه مى‏گفت:پاك و آراسته نيست امتى كه در آن امت،زيردست نتواند بدون‏لكنت زبان حق خود را از قوى دست‏بستاند.پس تحمل نماى، درشتگويى يا عجزآنها را در سخن گفتن.و تنگ حوصلگى و خودپسندى را از خود دور ساز تا خداونددرهاى رحمتش را به روى تو بگشايد و ثواب طاعتش را به تو عنايت فرمايد.اگرچيزى مى‏بخشى،چنان بخش كه گويى تو را گوارا افتاده است و اگر منع مى‏كنى،بايد كه منع تو با مهربانى و پوزشخواهى همراه بود. سپس كارهايى است كه بايد خود به انجام دادنشان پردازى. از آن جمله،پاسخ‏دادن است‏به كارگزاران در جايى كه دبيرانت درمانده شوند.ديگر برآوردن نيازهاى‏مردم است در روزى كه بر تو عرضه مى‏شوند،ولى دستيارانت در اداى آنها درنگ وگرانى مى‏كنند.كار هر روز را در همان روز به انجام رسان،زيرا هر روز را كارى است‏خاص خود.

بهترين وقتها و بيشترين ساعات عمرت را براى آنچه ميان تو و خداست،قرارده اگر چه در همه وقتها،كار تو براى خداست،هرگاه نيتت صادق باشد و رعيت را درآن آسايش رسد.

بايد در اقامه فرايضى،كه خاص خداوند است،نيت‏خويش خالص گردانى و دراوقاتى باشد كه بدان اختصاص دارد.پس در بخشى از شبانه‏روز،تن خود را درطاعت‏خداى بگمار و اعمالى را كه سبب نزديكى تو به خداى مى‏شود به انجام‏رسان و بكوش تا اعمالت‏بى‏هيچ عيب و نقصى گزارده آيد،هر چند،سبب فرسودن‏جسم تو گردد.چون با مردم نماز مى‏گزارى،چنان مكن كه آنان را رنجيده سازى يانمازت را ضايع گردانى،زيرا برخى از نمازگزاران بيمارند و برخى نيازمند.ازرسول الله(صلى الله عليه و آله)هنگامى كه مرا به يمن مى‏فرستاد،پرسيدم كه‏چگونه با مردم نمازگزارم؟فرمود:به قدر توان ناتوانترين آنها و بر مؤمنان مهربان‏باش.

به هر حال،روى پوشيدنت از مردم به دراز نكشد،زيرا روى پوشيدن واليان ازرعيت‏خود، گونه‏اى نامهربانى است‏به آنها و سبب مى‏شود كه از امور ملك آگاهى‏اندكى داشته باشند.اگر والى از مردم رخ بپوشد،چگونه تواند از شوربختيها ورنجهاى آنان آگاه شود.آن وقت،بسا بزرگا، كه در نظر مردم خرد آيد و بسا خردا،كه‏بزرگ جلوه كند و زيبا،زشت و زشت،زيبا نمايد و حق و باطل به هم بياميزند.زيراوالى انسان است و نمى‏تواند به كارهاى مردم كه از نظر او پنهان مانده،آگاه گردد. و حق را هم نشانه‏هايى نيست كه به آنها انواع راست از دروغ شناخته شود.و تويكى از اين دو تن هستى:يا مردى هستى در اجراى حق گشاده‏دست و سخاوتمند،پس چرا بايد روى پنهان دارى و از اداى حق واجبى كه بر عهده توست دريغ فرمايى‏و در كار نيكى،كه بايد به انجام رسانى،درنگ روا دارى.يا مردى هستى كه‏هيچ خواهشى را و نيازى را برنمى‏آورى،در اين حال،مردم،ديگر از تو چيزى‏نخواهند و از يارى تو نوميد شوند،با اينكه نيازمنديهاى مردم براى تو رنجى‏پديد نياورد،زيرا آنچه از تو مى‏خواهند يا شكايت از ستمى است‏يا درخواست‏عدالت در معاملتى.

و بدان،كه والى را خويشاوندان و نزديكان است و در ايشان خوى برترى‏جويى‏و گردنكشى است و در معاملت‏با مردم رعايت انصاف نكنند.ريشه ايشان را با قطع‏موجبات آن صفات قطع كن.به هيچيك از اطرافيان و خويشاوندانت زمينى را به‏اقطاع مده،مبادا به سبب نزديكى به تو،پيمانى بندند كه صاحبان زمينهاى‏مجاورشان را در سهمى كه از آب دارند يا كارى كه بايد به اشتراك انجام دهند،زيان‏برسانند و بخواهند بار زحمت‏خود بر دوش آنان نهند.پس لذت و گوارايى،نصيب‏ايشان شود و ننگ آن در دنيا و آخرت بهره تو گردد.اجراى حق را درباره هر كه باشد،چه خويشاوند و چه بيگانه،لازم بدار و در اين كار شكيبايى به خرج ده كه خداوندپاداش شكيبايى تو را خواهد داد.هر چند،در اجراى عدالت،خويشاوندان و نزديكان‏تو را زيان رسد. پس چشم به عاقبت دار،هر چند،تحمل آن بر تو سنگين آيد كه‏عاقبتى نيك و پسنديده است.

اگر رعيت‏بر تو به ستمگرى گمان برد،عذر خود را به آشكارا با آنان در ميانه نه وبا اين كار از بدگمانيشان بكاه،كه چون چنين كنى،خود را به عدالت پروده‏اى و بارعيت مدارا نموده‏اى. عذرى كه مى‏آورى سبب مى‏شود كه تو به مقصود خود رسى‏و آنان نيز به حق راه يابند. اگر دشمنت تو را به صلح فراخواند،از آن روى برمتاب كه خشنودى خداى در آن‏نهفته است.صلح سبب بر آسودن سپاهيانت‏شود و تو را از غم و رنج‏برهاند وكشورت را امنيت‏بخشد.ولى،پس از پيمان صلح،از دشمن برحذر باش و نيك‏برحذر باش.زيرا دشمن،چه بسا نزديكى كند تا تو را به غفلت فرو گيرد.پس‏دورانديشى را از دست منه و حسن ظن را به يك سو نه و اگر ميان خود و دشمنت‏پيمان دوستى بستى و امانش دادى به عهد خويش وفا كن و امانى را كه داده‏اى، نيك،رعايت نماى.

در برابر پيمانى كه بسته‏اى و امانى كه داده‏اى خود را سپر ساز،زيرا هيچ يك ازواجبات خداوندى كه مردم با وجود اختلاف در آرا و عقايد،در آن همداستان وهمراى هستند،بزرگتر از وفاى به عهد و پيمان نيست.حتى مشركان هم وفاى به‏عهد را در ميان خود لازم مى‏شمردند،زيرا عواقب ناگوار غدر و پيمان شكنى رادريافته بودند.پس در آنچه بر عهده گرفته‏اى،خيانت مكن و پيمانت را مشكن وخصمت را به پيمان مفريب.زيرا تنها نادانان شقى در برابر خداى تعالى،دليرى كنند.

خداوند پيمان و زينهار خود را به سبب رحمت و محبتى،كه بر بندگان خود دارد،امان قرار داده و آن را چون حريمى ساخته كه در سايه‏سار استوار آن زندگى كنند و به‏جوار آن پناه آورند.پس نه خيانت را جايى براى خودنمايى است و نه فريب را و نه‏حيله‏گرى را.پيمانى مبند كه در آن تاويل را راه تواند بود و پس از بستن و استواركردن پيمان براى بر هم زدنش به عبارتهاى دو پهلو كه در آنها ايهامى باشد،تكيه‏منماى.و مبادا كه سختى اجراى پيمانى كه بر گردن گرفته‏اى و بايد عهد خدا را در آن‏رعايت كنى،تو را به شكستن و فسخ آن وادارد،بى‏آنكه در آن حقى داشته باشى.

زيرا پايدارى تو در برابر كار دشوارى كه اميد به گشايش آن بسته‏اى و عاقبت‏خوشش‏را چشم مى‏دارى،از غدرى كه از سرانجامش بيمناك هستى بسى بهتر است.و نيز به‏از آن است كه خداوندت بازخواست كند و راه طلب بخشايش در دنيا و آخرت بر توبسته شود.

بپرهيز از خونها و خونريزيهاى بناحق.زيرا هيچ چيز،بيش از خونريزى بناحق،موجب كيفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نكشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان،چون در روز حساب به داورى در ميان مردم‏پردازد،نخستين داورى او درباره خونهايى است كه مردم از يكديگر ريخته‏اند.پس‏مباد كه حكومت‏خود را با ريختن خون حرام تقويت كنى،زيرا ريختن چنان خونى‏نه تنها حكومت را ناتوان و سست‏سازد،بلكه آن را از ميان برمى‏دارد يا به ديگران‏مى‏سپارد.اگر مرتكب قتل عمدى شوى،نه در برابر خدا معذورى،نه در برابر من،زيراقتل عمد موجب قصاص مى‏شود.اگر به خطايى دچار گشتى و كسى را كشتى ياتازيانه‏ات،يا شمشيرت،يا دستت در عقوبت از حد درگذرانيد يا به مشت زدن و يابالاتر از آن، به ناخواسته،مرتكب قتلى شدى،نبايد گردنكشى و غرور قدرت تومانع آيد كه خونبهاى مقتول را به خانواده‏اش بپردازى.

از خودپسندى و از اعتماد به آنچه موجب اعجابت‏شده و نيز از دلبستگى به‏ستايش و چرب‏زبانيهاى ديگران،پرهيز كن،زيرا يكى از بهترين فرصتهاى شيطان‏است‏براى تاختن تا كردارهاى نيكوى نيكوكاران را نابود سازد.زنهار از اينكه به‏احسان خود بر رعيت منت گذارى يا آنچه براى آنها كرده‏اى،بزرگش شمارى يا وعده‏دهى و خلاف آن كنى.زيرا منت نهادن احسان را باطل كند و بزرگ شمردن كار،نورحق را خاموش گرداند و خلف وعده،سبب برانگيختن خشم خدا و مردم شود.

خداى تعالى فرمايد:خداوند سخت‏به خشم مى‏آيد كه چيزى بگوييد و به جاى‏نياوريد. (۲)

از شتاب كردن در كارها پيش از رسيدن زمان آنها بپرهيز و نيز،از سستى در انجام‏دادن كارى كه زمان آن فرا رسيده است و از لجاج و اصرار در كارى كه سررشته‏اش‏ناپيدا بود و از سستى كردن در كارها،هنگامى كه راه رسيدن به هدف باز و روشن‏است،حذر نماى.پس هر چيز را به جاى خود بنه و هر كار را به هنگامش به انجام‏رسان.

و بپرهيز از اينكه به خود اختصاص دهى،چيزى را كه همگان را در آن حقى است‏يا خود را به نادانى زنى در آنچه توجه تو به آن ضرورى است و همه از آن آگاه‏اند.زيرابزودى آن را از تو مى‏ستانند و به ديگرى مى‏دهند.زودا كه حجاب از برابر ديدگانت‏برداشته خواهد شد و بينى كه داد مظلومان را از تو مى‏ستانند.به هنگام خشم‏خويشتندار باش و از شدت تندى و تيزى خود بكاه و دست‏به روى كس بر مدار وسخن زشت‏بر زبان مياور و از اينهمه،خود را در امان دار باز ايستادن ازدشنامگويى و به تاخيرافكندن قهر خصم،تا خشمت فرو نشيند و زمام اختيارت به‏دستت آيد.و تو بر خود مسلط نشوى مگر آنگاه كه بيشتر همت‏ياد بازگشت‏به‏سوى پروردگارت شود.

بر تو واجب آمد كه همواره به ياد داشته باشى،آنچه كه بر واليان پيش از تو رفته‏است،از حكومت عادلانه‏اى كه داشته‏اند يا سنت نيكويى كه نهاده‏اند يا چيزى ازپيامبر،(صلى الله عليه و آله)كه آورده‏اند يا فريضه‏اى كه در كتاب خداست و آن رابرپاى داشته‏اند.پس اقتدا كنى به آنچه ما بدان عمل مى‏كرده‏ايم و بكوشى تا از هر چه‏در اين عهدنامه بر عهده تو نهاده‏ام و حجت‏خود در آن بر تو استوار كرده‏ام،پيروى‏كنى،تا هنگامى كه نفست‏به هوا و هوس شتاب آرد،بهانه‏اى نداشته باشى.و جزخداى كس نيست كه از بدى نگهدارد و به نيكى توفيق دهد.

از وصايا و عهود رسول الله(صلى الله عليه و آله)با من ترغيب به نماز بود ودادن زكات و مهربانى با غلامانتان.و من اين عهدنامه را كه براى تو نوشته‏ام به‏وصيت او پايان مى‏دهم و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم.

و از اين عهد نامه[كه پايان آن است]

از خداى مى‏طلبم كه به رحمت واسعه خود و قدرت عظيمش در برآوردن هرمطلوبى مرا و تو را توفيق دهد به چيزى كه خشنوديش در آن است،از داشتن عذرى‏آشكار در برابر او و آفريدگانش و آوازه نيك در ميان بندگانش و نشانه‏هاى نيك دربلادش و كمال نعمت او و فراوانى كرمش.و اينكه كار من و تو را به سعادت وشهادت به پايان رساند،به آنچه در نزد اوست مشتاقيم و السلام على رسول الله‏صلى الله عليه و آله الطيبين الطاهرين.”

Tuesday, April 28, 2009

قانون انتخابات افغانستان


فصل 1
احکام عمومي

مبنی
ماده 1
اين قانون به تأسي از حکم ماده سي و سوم قانون اساسي افغانستان به منظور تنظيم امور انتخابات در کشور وضع گرديده است.

طرز انتخابات
ماده 2
انتخابات از طريق رأي آزاد، عمومي، سري، و مستقيم صورت ميگيرد.

اصل تساوي در انتخابات
ماده 3
رأي دهندگان در انتخابات با بهره مندي از حق تساوي اشتراک مينمايند.

نظام رأي دهی
ماده 4
رأي دهنده در انتخابات داراي حق يک رأي بوده و صرف از جانب خود رأي ميدهد.

رعايت اصل آزادي اراده
ماده 5
رأي دهندگان وکاندیدان در انتخابات با اراده آزاد اشتراک مينمايند. اعمال هر نوع محدوديت مستقيم يا غير مستقيم بالاي رأي دهندگان و کانديدان به ارتباط لسان، مذهب، قوم، جنس، قبيله، سکونت و موقف اجتماعي ممنوع است. 

همکاري ادارات و اشخاص ذيربط
ماده 6
ادارات دولتي وغیر دولتی،احزاب سیاسی, سازمانهاي اجتماعي و اشخاص ذیربط مکلف اند با کميسيون مستقل انتخابات وسایرکمیسیونهایی که توسط آن ایجاد می گردد, ونیز با کمیسیون شکایات انتخاباتی همکاري نموده و تصاميمي را که در حيطه صلاحيت اين کمیسیونها اتخاذ مي گردد، تعميل نمايند.

فصل 2
اداره انتخابات

کميسيون مستقل انتخابات
ماده 7
1) جريان انتخابات توسط کميسيون مستقل انتخابات اداره ميگردد.

کمیسیون مستقل انتخابات منبعد دراین قانون بنام کمیسیون یاد می شود.

2) کمیسیون می تواند علاوه بر کمیسیون های که در این قانون تذکر یافته, کمیسیون های ماتحت خود را ایجاد وبه آنها حسب ضرورت ودر حیطه صلاحیت آنها, جهت تطبیق منظم پروسه انتخابات وظایفی را تفویض نماید.



کارکنان انتخابات
ماده 8
کارکنان انتخابات در مرکز، ولايت و ولسواليهاطبق طرز العملی که از طرف کمیسیون وضع می گردد, توسط دار الانشا کمیسیون مستقل انتخابات, که از این به بعد دارلانشانامیده می شود, استخدام می گردند.

عدم جانبداري و تعهد محرميت
ماده 9
(1) کارکنان انتخابات مکلف اند وظايف محوله را بيطرفانه و غيرجانبدارانه انجام داده و در اجراي وظايف نميتوانند از هيچ مقام و اداره دولتي و غير دولتي به جز از رئيس دار الانشاي کميسيون هدايت حاصل نمايند.

(2) کارکنان انتخابات قبل از اشغال وظيفه رسماًوبه صورتیکه کمیسیون مشخص میکندتعهد می سپارند که در تمام جریان انتخابات وظایف محوله را با حسن صورت, امانت داری وحفظ اسرار انجام میدهند.



موانع استخدام
ماده 10
(1) استخدام مسئولين احزاب سياسي و کانديدان انتخاباتي به حيث کارکن انتخابات جواز ندارد. 

(2) کا کنان انتخابات حین تصدی وظیفه نمی توانند خود را کاندید نمایند.

(3) پدر، پدر کلان، اولاد صلبي تا درجه سوم، مادر، مادر کلان، برادر، خواهر، همسر، کاکا، عمه، خاله، ماما، خسر و خشوي کانديد حق ندارند به حيث کارکن انتخابات در حوزه انتخاباتي مربوطه ايفاي وظيفه نمايند.

(4) شخصي که به ارتکاب تخطي در جريان ثبت نام و انتخابات متخلف شناخته شود، نميتواند به حيث کارکن انتخابات ايفاي وظيفه نمايد.



فصل 3
حوزه هاي انتخاباتي

تعيين حوزه هاي انتخاباتي
ماده 11
حوزه هاي انتخاباتي ولايات و ولسوالي ها براي انتخاب اعضاي ولسي جرگه، شورا هاي ولايات و شوراهاي ولسوالي هاقرار ذیل تعیین می گردد:

1) حوزه انتخاباتی برای ولسی جرگه, ولایت می باشد. برای کوچی ها تمام قلمرو کشور یک حوزه پنداشته می شود.

2) حوزه انتخاباتی برای شوراهای ولایتی ولایت می باشد.

3) حوزه انتخاباتی برای شوراهای ولسوالی, ولسوالی می باشد.



اختلافات مرزي حوزه هاي انتخاباتي
ماده 12
(1) منازعات در خصوص تعلق يک قريه به ولايت و يا ولسوالي در تعيين حدود مرزي حوزه انتخاباتي ولايتي و ولسوالي، از طرف وزارت امور داخله مورد رسيدگي قرار گرفته و در زمينه، حسب معيار هاي تخنيکي و معلومات واصله، تصميم اتخاذ و از جريان موضوع کميسيون را به اسرع وقت، مطلع مينمايد.

(2) اختلاف مربوط به حدود مرزي حوزه هاي انتخاباتي ميتواندحداقل (170) روز قبل از انتخابات مطرح گردد.



فصل 4
رأی دهندگان وکاندیدان

شرايط رای دهندگان
ماده 13
شخص واجدشرایط آتی حق رای دهی در انتخابات را دارا می باشد:

1- حد اقل اکمال سن (18) سال در روز انتخابات.

2- داشتن تابعیت افغانستان هنگام ثبت نام به حیث رای دهنده.

3- عدم محرومیت از حقوق مدنی وسیاسی به حکم محکمه ذی صلاح.

4- ثبت نام به حیث رای دهنده توسط کمیسیون.



اوصاف کاندیدان
ماده 14
شخصی که اوصاف مندرج ماده شصت ودوم قانون اساسی را دارا می باشد می تواند خود را به ریاست جمهوری وشخصیکه شرایط مندرج ماده هشتاد وپنجم قانون اساسی را دارا باشد می تواند خود را به شورای ملی, شوراهای ولایتی یا ولسوالی کاندیدنماید.

شرایط کاندیدان
ماده 15
(1) اشخاص آتی نمی توانند قبل از استعفا خود را به ریاست جمهوری, شورای ملی, شوراهای ولایتی وولسوالی کاندید نماین, مگر آنکه در زمان تسلیم اوراق نامزدی شان از وظیفه خود استعفا داده باشند:

1- رئیس, اعضای ستره محکمه وقضات.

2- لوی سارنوال وسارنوالان.

3- وزرا, معینان, والی هاومعاونان شان وولسوالان.

4- شاروالها ورؤسای نواحی.

5- منصوبین وزارت های دفاع ملی, امور داخله وریاست عمومی امنیت ملی.

6- رؤسای عمومی ورؤسای بخش های وزارت ها و ادارات دولتی در مرکز وولایات.

7- کارکنان انتخابات.

(2) در صورتیکه اشخاص مندرج فقره (1) این ماده در انتخابات موفق نشوند, وظیفه قبلی را اشغال نموده نمی توانند, مگر اینکه مجدداً مقرر گردند.

(3) اشخاصیکه قومانده قوای نظامی غیر رسمی یا گروه های مسلح را عملاً در دست داشته یا عضو آن باشند, نمی توانند در انتخابات خود را کاندید نمایند.

(4) هیچ شخصی نمی تواند در عین زمان به حیث کاندید در بیش از یک حوزه انتخاباتی خودرا کاندید نماید. 



محل رای دهی
ماده 16
(1)رای دهندگان مکلف اند در حوزه انتخاباتی درج شده درکابت ثبت نام شان به حیث رای دهنده رای بدهند.

(2)کمیسیون می تواند برای کوچی ها, مهاجرین, بیجا شده گان داخلی, معلولین ومعیوبین منصوبین قوای مسلح, کارکنان دولتی وکمیسیون استثناءً تسهیلات خاص را فراهم نماید.



تثبیت هویت رای دهنده گان
ماده 17
(1)رای دهندگان مکلف اند قبل از دریافت ورق رای دهی, کارت ثبت نام خود را غرض تثبیت هویت ارائه نمایند.

(2)کمیسیون می تواند استثاءً برای مهاجرین افغان در کشورهای ایران وپاکستان تسهیلات لازم را فراهم نماید.



فصل 5
کانديد وانتخاب رئيس جمهور

انتخاب رئیس جمهور
ماده 18
(1) رئیس جمهور طبق حکم مندرج ماده شصت ویکم قانون اساسی واحکام این قانون, با اکثریت آراء قانونی رای دهندگان انتخاب می گردد.

(2) هرگاه کاندیدان بیشتر از (50) فیصد آراءقانونی را در انتخابات حاصل کرده نتواند, در مدت دو هفته بعد از اعلام نتایج انتخابات بین دو نفر از کاندیدانی که بیشتر ین آراء را کسب نموده اند, بار دوم انتخابات صورت می گیرد. کاندیدی که در این دور, آراء قانونی بیشتری را کسب نماید, منحیث شخص انتخاب شده اعلام می گردد.

(3) کاندید انتخاب شده با اکثریت آراء طبق حکم ماده (160) قانون اساسی, سی روز بعد از اعلام نتایج انتخابات به کار آغاز می نماید.

(1) هر گاه یکی از کاندیدان ریاست جمهوری در جریان دور اول یا دوم رای گیری ویا بعد از انتخابات وقبل از اعلام نتایج انتخابات وفات نماید, انتخابات مجددد طبق احکام قانون برگزار می گردد.



فصل 6
انتخابات شوراي ملي:

قسمت اول 
ولسي جرگه :
تعداد کرسي ها :

ماده 19
ولسي جرگه داراي (249)کرسي مي باشد.

اختصاص کرسي هاي ولايتي
ماده 20
(1) اداره احصائیه وزارت اقتصاد مکلف است در مدت تعیین شده توسط کمیسیون, جدید ترین ارقام رسمی نفوس یاتخمین نفوس هر ولایت را در اختیار کمیسیون قرار دهد.

(2) از مجموع کرسی های اختصاص یافته به تعداد(10)کرسی برای کوچی ها اختصاص می یابد.

(3) کمیسیون, کرسی هارا برای ولایات قرار ذیل اختصاص میدهد:

1- نفوس مجموعي ولايات بر(239)کرسي اختصاص داده شده بالاي ولايات تقسيم مي شود تاسهميه نفوس براي يک کرسي معين شود.

2- نفوس هر ولايت برسهميه نفوس براي يک کرسي ,تقسيم مي شود .

3- در ابتدا به ولایات تعدادی کرسی مساوی با عدد تام حاصله از تقسیم انجام شده در جزء دوم اختصاص می یابد.

4- کرسی هایی که در جزء 3 اختصاص نمی یابند, اختصاص شان به اساس ترتیب نزولی عدد اعشاری باقیمانده از تقسیم انجام شده در چزء 2 صورت می گیرد.

5- در نتیجه این محاسبه اگر به یک یا چند ولایت کمتر از دو کرسی برسد, به آن ولایات دو کرسی اختصاص داده می شود.

6- مجموع کرسی ها وارقام نفوس ولایاتی که به آنها کرسیهای اضافی به اساس جزء 5 اختصاص یافته, از مجموع کرسیها(239)ومجموع نفوس ولایات کم می شود. برای باقیمانده ولایات یک سهمیه جدید اختصاص کرسی محاسبه شده وتخصیص کرسی برای این ولایات به نحوی که در جزء (2-6) آمده, تکرار می شود.

(4) کمیسیون مکلف است محاسبات مورد استفاده در تخصیص کرسیها در این ماده را نشر نماید.



تفویض کرسی های ولایتی به کاندیدان
ماده 21
(1) به تاسی از حکم ماده بیست ودوم این قانون, کرسی های ولایتی به کاندیدان به اساس تعداد آرای حاصله شان تفویض می گردد.

(2) در هر ولایت کرسی ها به کاندیدانی تفویض می گردد که بیشترین آراء را به دست آورده اند.

(3) به هیچ کاندید بیشتر از یک کرسی اختصاص داده نمی شود.

(4) هرگاه کاندیدی نتواند کرسی خود را اشغال نماید ویا به دلایلی کرسی را در دوره ولسی جرگه ترک نماید, کرسی وی برای میعاد باقی مانده به کاندید بعدی دارای بیشترین آراء از عین جنس( ذکور ویااناث) تعلق می گیرد.



اختصاص کرسی ها به کاندیدان زن
ماده 22
(1) کمیسیون برای تعیین حد اقل کاندیدان زن که در هر ولایت باید انتخاب شوند طرزالعمل ها وفورمولی را ترتیب مینماید که مبتنی بر نفوس هر ولایت باشد, تا مقتضیات ماده هشتاد وسوم قانون اساسی که باید تعداد کاندیدان منتخب زن حد اقل دوچند تعداد ولایات موجوده باشد, تامین گردد.

(2) کاندیدان اناث که در هر حوزه انتخاباتی بیشترین آراء را کسب نموده اند, حسب فورمول فقره(1) این ماده برای شان کرسی اختصاص داده می شود. باتحقق شرایط سهمیه, کرسی های باقی مانده مطابق ماده بیست ویکم این قانون اختصاص داده می شود.

(3) در صورتی که در لیست کاندیدان تعداد کافی کاندیدان زن وجود نداشته باشد تا کرسی یا کرسی های اختصاص یافته به زنان رادر یک حوزه معین انتخاباتی اشغال نماید, کرسی یا کرسی ها الی انتخابات پلان شده بعدی برای ولسی جرگه خالی باقی می ماند.



قسمت دوم
مشرانو جرگه
ترکيب مشرانو جرگه:

ماده 23
تعداد اعضاي مشرانو جرگه سه چند تعداد ولايات کشور مي باشد. از جمله يک ثلث آن توسط شوراهاي ولايات، يک ثلث آن توسط شوراهاي ولسواليها انتخاب، و يک ثلث باقي آن توسط رئيس جمهور انتصاب مي گردند.

انتخابات نمايندگان ولايتي
ماده 24
1. شوراي ولايتي در مدت پانزده روز بعد از تأسيس، يک تن از اعضاي خود را براي مدت چهار سال به مشرانو جرگه با رأي سري انتخاب مينمايد.

2. انتخابات براي مشرانو جرگه تحت رياست رئيس شوراي ولايتي صورت مي گيرد. مشروط بر اينکه شخصا کانديد نباشد، هر گاه وي کانديد باشد، معاون وي رياست را به عهده مي گيرد. در صورتي که معاون شوري نيز کانديد باشد، يک تن از اعضاي شوري که از لحاظ سن نسبت به ديگران بزرگتر و کانديد نباشد، مجلس انتخابات را سرپرستي مي نمايد.

3. انتخابات ميان اعضاي موجود شوري به اساس اکثريت کل آراء صورت مي گيرد. هر گاه کانديد بيش از نصف آراء را بدست آورده نتواند، انتخابات مجدد بين دو کانديدي صورت مي گيرد که بيشترين آراء را بدست آورده باشند، در اين صورت کانديدي که اکثريت آراء را بدست آورده انتخاب مي شود.

4. هر گاه کاندید منتخب نتواند کرسی خود را اشغال نماید یا قبل از ختم دوره معينه، کرسي خود را ترک نمايد دراین صورت شورای ولایتی مربوطه مطابق شرایط این ماده شخص جدیدی را از میان اعضای خویش برای خدمت در دوره متباقی انتخاب میکند.



انتخابات نمايندگان شوراهاي ولسواليها براي مشرانو جرگه
ماده 25
1. کميسيون مستقل انتخابات در مدت پنج روز بعد از تأسيس شوراهاي ولسواليها، ليست اعضاي منتخبه شوراي مذکور را به شوراي ولايت مربوط ارسال مي نمايد. و کلاي شوراهاي ولسوالي هاي هر ولايت يکي از اعضاي خود را براي عضويت در مشرانو جرگه براي يک دوره سه ساله انتخاب مي کنند.

2. رئيس شوراي ولايتي مسؤول احضار اعضاي شوراهاي ولسواليها به ولايت بوده تا در مدت پانزده روز بعد از تأسيس شوراهاي ولسواليها، انتخابات را به راه اندازد. مجلس در محلي برگزار مي گردد که تمام اعضاي شوراهاي ولسواليها بتوانند گردهم آيند.

3. براي مشروعيت انتخابات حداقل دو ثلث اعضاي شوراهاي ولسواليها در انتخابات اشتراک می نمايند.

4. انتخابات در بين اعضاي حاضر شوري به اساس اکثريت قاطع آراء صورت مي گيرد. هرگاه کانديد بالاتر از پنجاه فيصد آراء را بدست آورده نتواند، انتخابات بار دوم بين دو کانديدي صورت ميگيرد که بيشترين آراء را بدست آورده باشند، کانديدي که اکثريت آراء را در اين دور بدست آورده انتخاب مي شود.

5. هر گاه یک کاندید منتخب نتواند کرسی خود را اشغال نماید یا قبل از ميعاد معينه کرسي خود را ترک نمايد، در آن صورت انتخاب عضو جديد طبق شرایط این ماده ازميان اعضاي موجوده شوراهاي ولسواليها براي ميعاد باقيمانده همان کرسي صورت مي گيرد.



انتصاب اشخاص به مشرانو جرگه
ماده 26
1. رئيس جمهور در مدت دو هفته بعد از اشغال مقام رياست جمهوري از سازمانهاي اجتماعي، احزاب سياسي و عامه مردم دعوت مينمايد که مطابق حکم مندرج جزء(3) ماده هشتاد و چهارم قانون اساسي اشخاصي را غرض انتصاب به مشرانو جرگه معرفي نمايند. میعاد نامزدي به اين منظور تا مدت يک هفته دوام مي نمايد.

2. دفتر رياست جمهوري بعد از ختم ميعاد نامزدي مندرج فقره(1) اين ماده در مدتي که از يک هفته تجاوز نکند، اوراق نامزدي اشخاصي را که انتصاب مي گردند به کميسيون مستقل انتخابات ارسال مي نمايد.

3. کميسيون بعد از وصول اوراق نامزدي در مدت يک هفته مشروعيت اشخاص مندرج فقره(2) اين ماده را تاييد نموده و به دفتر رياست جمهوري اطلاع مي دهد.

4. رئيس جمهور در مدت دو هفته بعد از ختم میعاد نامزدي، انتصاب اعضاي انتصابي مشرانو جرگه را مطابق حکم مندرج جزء(3) ماده هشتاد و چهار قانون اساسي اعلام مي نمايد.



فصل 7
انتخابات اعضاي شوراهاي ولايات و ولسوالي ها

قسمت اول
انتخابات اعضاي شوراهاي ولايتي
شوراهاي ولايتي

ماده 27
هر ولايت داراي يک شوراي ولايتي بوده که از طريق انتخابات آزاد، سري، عمومي و مستقيم رأي دهندگان ولايت انتخاب مي گردد.

ترکيب
ماده 28
تعداد اعضاي شوراي ولايتي بر مبناي نفوس به طريق ذيل تعيين مي گردد:

- ولاياتي که کمتر از پنجصد هزار (500000) نفر نفوس دارد، (9) عضو.

- ولاياتي که از پنجصد هزار (500000) الي يک مليون (1000000) نفر نفوس دارد، (15) عضو.

- ولاياتي که بيشتر از يک مليون (1000000) الي دو مليون (2000000) نفر نفوس دارد، (19) عضو.

- ولاياتي که بيشتر از دو مليون (2000000) نفرالي سه مليون (3000000) نفر نفوس دارد، (23) عضو.

- ولاياتي که بيشتر از سه مليون (3000000) نفر نفوس دارد، (29) عضو. 



اختصاص کرسي ها به شوراي ولايتي
ماده 29
(1) کرسي ها براي هر شوراي ولايتي به ترتيب ذيل تعيين مي گردد:

1. کميسيون تعداد کرسي ها را براي هر شوراي ولايتي به اساس نفوس تعيين مي نمايد.

2. کانديداني که اکثريت آراء را به دست آورده اند براي شوراهاي ولايتي انتخاب مي شوند.

3. حد اقل یک چهارم کرسی ها درهر شورای ولایتی برای کاندیدان زن محفوظ می باشد.

4. بادر نظر داشت حق تحفظ کرسی های مندرج جزء (3) این فقره, کرسی هابه کاندیدان بر اساس تعداد آرای حاصله شان تفویض می شود.

5. در هر حوزه انتخاباتی، کرسی ها به کاندیدان زن دارای بیشترین تعداد آرای حاصله اختصاص می یابد تا اینکه مقتضیات مندرج جزء (3) این فقره تکمیل گردد. کرسی های باقی مانده مطابق حکم مندرج جزء (2) این فقره اختصاص می یابد. 

(1) هر گاه کانديدي نتواند کرسي خود را اشغال نمايد و يا به دلايلي کرسي را در دوره شوراي ولايتي ترک نمايد، کرسي وي براي ميعاد باقيمانده به کانديد بعدي داراي بيشترين آراء از عين جنس (ذکور و يا اناث) تعلق مي گيرد.

(2) در صورت نبودن تعداد کافی کاندیدان طبقه اناث در لست کاندیدان غرض اشغال کرسی یا کرسی هایی که حسب این ماده برای زنان اختصاص یافته اند، کرسی یا کرسی های متذکره الی تدویر انتخابات پلان شدهء بعدی شورای ولایتی خالی باقی می ماند. 



قسمت دوم
شوراهاي ولسواليها
شوراي ولسوالي

ماده 30
هر ولسوالي داراي يک شوري بوده که از طريق انتخابات آزاد، عمومي، سري و مستقيم توسط رأي دهندگان همان ولسوالي انتخاب مي گردد.

ترکيب شوراي ولسوالي
ماده 31
تعداد اعضاي شوراي ولسوالي به اساس نفوس همان ولسوالي به طريق ذيل تعيیين ميگردد:

1. در صورتي که نفوس ولسوالي بيست هزار (20000) نفر باشد، (5) عضو.

2. در صورتي که نفوس ولسوالي بيشتر از بيست هزار (20000) الي چهل هزار (40000) نفر باشد، (7) عضو.

3. در صوتي که نفوس ولسوالي بيشتر از چهل هزار (40000) الي شصت هزار (60000) نفر باشد، (9) عضو.

4. در صورتي که نفوس ولسوالي بيشتر از شصت هزار (60000) الي هشتاد هزار (80000) نفر باشد، (11) عضو.

5. در صورتي که نفوس ولسوالي بيشتر از هشتاد هزار (80000) الي صد هزار (100000) نفر باشد، (13) عضو.

6. در صورتي که نفوس ولسوالي بيشتر از صد هزار (100000) نفر باشد (15) عضو.



تخصیص کرسی ها به شوراهای ولسوالی ها
ماده 32
(1) کرسی ها برای شورای هر ولسوالی به ترتیب ذیل تعیین می گردد:

1- کمیسیون تعداد کرسی ها برای شورای هر ولسوالی را بر اساس نفوس آن تعیین می کند.

2- کمیسیون کرسی ها را به کاندیدان زن و مردی که بیشترین آراء را در هر شورا به دست آورده اند، اختصاص می دهند. 

(2) هرگاه کاندیدی نتواند کرسی خود را اشغال نماید و یا به دلایلی کرسی را در دوره شوراهای ولسوالی ها ترک نماید، کرسی وی برای میعاد باقی مانده به کاندید بعدی دارای بیشترین آراء تعلق می گیرد.



فصل 8
تدویر انتخابات

تاريخ انتخابات
ماده 33
(1) کميسيون تاريخ انتخابات را حداقل (140) روز قبل از تاريخ پلان شده انتخابات اعلان مي نمايد.

(2) کميسيون تقويم انتخاباتي را که به صورت واضح نشان دهنده تاريخ هاي معين انتخابات باشد، حد اقل (120) روز قبل از تاریخ پلان شده انتخابات تهيه و نشر مي نمايد.



ليست رأي دهندگان
ماده 34
کمیسیون ليست و يا بخش هايي از ليست رأي دهندگان را که در انتخابات مورد استفاده قرار مي گيرد، تصديق و (15) روز قبل از شروع انتخابات، در محلات عامه که توسط کمیسیون تعيين مي گردد، به منظور بررسي در دسترس عامه قرار مي دهد.

نامزدی کاندیدان
ماده 35
(1) کاندیدان ریاست جمهوری، ولسی جرگه، شوراهای ولایتی و ولسوالی مکلف اند در زمان تعیین شده از سوی کمیسیون، کمیسیون را به صورت کتبی از تصمیم خویش مبنی بر شرکت در انتخابات مطلع نمایند. 

(2) کاندیدان مندرج فقره (1) این ماده، حین درخواست ثبت نام مکلف اند مطالب ذیل ر ا به کمیسیون ارائه نمایند:

1- اسم و آدرس مشخص

2- کارت ثبت نام کاندید به حیث رأی دهنده یا سند دیگری که ثبت نام کاندید را به حیث رأی دهند ثابت نماید.

3- اسامی، شماره های کارت های ثبت نام به حیث رأی دهنده و امضاها یا نشان های شست اشخاص ساکن حوزه انتخاباتی مربوطه که کاندید شدن شخص را در ورق رأی دهی تأیید می کنند، به ترتیب ذیل:

- برای نامزدی کاندیدان ریاست جمهوری (10000) نفر.

- برای نامزدی کاندیدان ولسی جرگه (300) نفر.

- برای نامزدی کاندیدان شورای ولسوالی (100)نفر.

- کاندید تصدی کرسی در ولسی جرگه برای نمایندگی حوزه انتخاباتی کوچی ها، اسامی، نمرات کارت ثبت نام به حیث رأی دهنده و امضا یا نشان شست (300) نفر کوچی ثبت نام شده را که کاندید شدن شخص را در ورق رأی دهی تأیید می نماید، ارائه کند. 

4- تعهد نامه و تصدیق واجد شرایط بودن و شایستگی ها کاندید و تعهد وی به رعایت اصول رفتار و تأیید کننده استعفای او (در صورت لزوم) از وظایف مندرج در فقره (1) ، ماده پانزدهم این قانون و نیز تصدیق کننده اینکه کاندید دارای نیروهای نظامی یا گروه های مسلح غیر رسمی نبوده و به چنین نیروها تعلق ندارد و تأیید کننده اینکه وی به ارتکاب جرایم ضد بشری یا جرایم دیگری محکوم نگردیده یا به حکم محکمه از حقوق محروم شناخته نشده است. 

5- کاندیدان ریاست جمهوری اسمای دو معاون ریاست جمهوری شان را ارائه می نمایند. 

6- کاندید مکلف است برای کاندید شدن پول امانت را طور ذیل تأدیه نماید:

- پول امانت برای کاندید ریاست جمهوری مبلغ پنجاه هزار (50000) افغانی می باشد و این مبلغ در صورتی که کاندید انتخاب شود یا حد اقل 15 فیصد آرای قانونی اجرا شده در دور اول انتخابات را به دست آورده باشد، اعاده می شود. 

- امانت برای کاندید ولسی جرگه مبلغ ده هزار افغانی می باشد و این مبلغ در صورتی که کاندید انتخاب شود یا حد اقل (2) فیصد آرای قانونی اجرا شده در حوزه انتخاباتی مربوطه را به دست آورده باشد، اعاده می شود. 

- پول امانت برای کاندید شورای ولایتی مبلغ چهار هزار افغانی می باشد و این مبلغ در صورتی که کاندیدی انتخاب شود و یا حد اقل (2) فیصد آرای قانونی اجرا شده در حوزه انتخاباتی مربوطه را به دست آورده باشد، اعاده می شود.

- پول امانت برای کاندید شورای ولسوالی مبلغ دو هزار افغانی می باشد و این مبلغ در صورتی که کاندید انتخاب شود و یا حد اقل (2) فیصد آرای قانونی اجرا شده در حوزه انتخاباتی مربوطه را به دست آورده باشد، اعاده می شود.

(3) کمیسیون طرز ارائه درخواست های نامزدی کاندیدان را در طرز العمل جداگانه مشخص می نماید.



لیست کاندیدان
ماده 36
(1) کمیسیون مکلف است به زودترین فرصت ممکنه بعد از ختم نامزدی، لیست مقدماتی کاندیدان را به نشر برساند.

(2) کمیسیون مکلف است دوره ای را که طی آن اعتراضات و شکایات در مورد لیست مقدماتی کاندیدان صورت گرفته می تواند، تعیین نموده و به اطلاع عامه برساند. این اعتراضات و شکایات توسط کمیسیون شکایات انتخاباتی مطابق طرز العمل های آن مورد رسیدگی قرار می گیرد.

(3) بعد از آنکه کمیسیون شکایات انتخاباتی، تمام موارد اعتراض و شکایت را رسیدگی نمود، کمیسیون لیست نهایی کاندیدان را با در نظرداشت تصامیم شکایات انتخاباتی، به نشر برساند. کمیسیون لیست نهایی کاندیدان را در مرکز رأی گیری در روز انتخابات نصب می نماید. 



فوت و انصراف کاندیدان
ماده 37
(1) در صورتی که کاندید بخواهد به منظور حذف نام خویش از ورق رأی دهی از کاندیدی خویش منصرف گردد، قبل از تاریخی که توسط کمیسیون در تقویم انتخاباتی تعیین می گردد، کتباً به کمیسیون اطلاع دهد.

(2) در صورتی که کاندید بعد از ثبت نام از کاندیداتوری خود انصراف یا فوت نماید، یا اسم وی از طرف کمیسیون شکایات انتخاباتی از لیست کاندیدان حذف گردد، آرای مربوطه به وی در پروسه شمارش قابل محاسبه نمی باشد.

(3) در صورتی که کاندید بعد از ختم رأی دهی و قبل از تصدیق نتایج انتخابات وفات نماید، آرای داده شده به نفع وی ثبت گردیده هرگاه معلوم شود که کاندید متوفی برنده است، کرسی او به شخصی که از عین چنس رأی بیشتر را حاصل نموده باشد، تعلق می گیرد.



مبارزات انتخاباتی
ماده 38
(1) کمیسیون دوره زمانی مبارزات انتخاباتی راتعیین می نماید.این دوره(48)ساعت قبل ازتاریخ آغاز رای گیری ختم میگردد.

(2)کمیسیون لوایحی راجهت تنظیم دوره مبارزات انتخاباتی به نشر می رساند.



تأسيس مراکز رأي دهي، تهيه مواد انتخاباتي و نشر رهنمودها
ماده 39
(1) کمیسیون مراکز رأي دهي را در سراسر کشور تأسيس و زمينه اشتراک رأي دهندگان را در اين مراکز طوري مساعد ميسازد تا دسترسي به پروسه انتخابات براي رأي دهندگان به سهولت ميسر باشد.

(2) کمیسیون صندوق هاي رأي گيري، اوراق رأي گيري، غرفه هاي رأي دهي، مهر ها و لوازم ضروري را تنظيم و آماده ساخته و تدابير ديگري را که در تنظيم رأي دهي سهولت به وجود مي آورد و انتخابات را به طرز مؤثري رهنمايي مي نمايد اتخاذ مي کند.



اوراق رأي دهي
ماده 40
(1) کمیسیون در مورد اوراق رأي دهي وظايف ذيل را انجام مي دهد:

1. تهيه اوراق رأي دهي.

2. تدارک براي تخصيص نشان ها و يا تصاوير کانديدان.

3. ترتيب طرزالعملي که به اساس آن اوراق رأي دهي توسط رأي دهندگان نشاني مي گردد.

4. تعيين لسان هاي که در اوراق رأي دهي استعمال مي گردد.

5. ترتيب طرز العمل شمارش اوراق رأي دهي.

(2) کمیسیون، ترتيب کانديدان، در اوراق راي دهي رابه اساس قرعه مشخص می نماید.



صندوق هاي رأي دهي
ماده 41
کمیسیون در مورد صندوق هاي رأي دهي وظايف ذيل را انجام مي دهد:

1. تهيه و تدارک شکل و مواد صندوق هاي رأي دهي که بتواند به طور محفوظ بسته شده و مهر گردد.

2. طرز علامه گذاري و نشاني شد صندوق هاي رأي دهي.

3. طرز بستن، مهر، حفاظت و بازکردن صندوق هاي رأي دهي.



مشاهدين
ماده 42
کمیسیون حقوق و وجايب مشاهدين را تصريح کرده طرز العملي را به منظور توزيع اعتبارنامه ناظرين ملي و بين المللي انتخابات، نمايندگان احزاب سياسي و کانديدان مستقل ترتيب مينمايد.

برداشتن مواد تبلیغاتی
ماده 43
کمیسیون صلاحیت دارد در روز انتخابات دستور برداشتن مواد تبلیغاتی را که در صد متری متری مراکز رای دهی به نمایش گذاشته شده باشد, صادر نماید.

منع حمل سلاح در مراکز رای گیری
ماده 44
هیچ شخص نمیتواند سلاح ویا سایر اشیایی را که منحیث سلاح از آن استفاده شده بتواند, در فاصله پنجصد(500) متری مراکز رای دهی, حمل نماید. حمل سلاح توسط مسولین امنیتی به استیذان وزارت امور داخله از این حکم مستثنی است.

آغاز وختم رای گیری
ماده 45
(1)آغاز وختم رای گیری در مراکز انتخاباتی مطابق تقسیم اوقاتی صورت می گیرد که از طرف کمیسیون ترتیب وتنظیم می گردد.

(2)رای گیری مطابق طرز العملی که توسط کمیسیون ترتیب وتنظیم می گردد, صورت می گیرد.

(3)در صورتی که مرکز انتخاباتی به شورش, تشدد, طوفان, سیلاب یا سایر حوادث غیر مترقبه معروض گردد که جریان رای دهی را ناممکن سازد, رییس مرکز رای گیری مربوط میتواند امر توقف رای دهی را صادر نماید ومکلف است فوراً دارالانشای کمیسیون مستقل انتخابات را از این تصمیم مطلع سازد.

(4)رئیس مرکز رای گیری قبل از آنکه ختم کار رای گیری را در وقت تعیین شده مطابق حکم فقره(1)این ماده اعلام نماید آخر صف رای دهندگان را در وقت ختم را یدهی نشانی وبه هر رای دهنده که در صف قرار دارد اجازه رای دهی را میدهد.

(5)کمیسیون به منظور رای دهی معیوبین ومعلولین سهولت های لازم را فراهم می نماید.



اعتراض در مورد رای دهی
ماده 46
(1)قبل از اینکه رای دهنده ورق رای دهی را بدست بیاورد, نمایندگان کاندیدان میتوانند در قسمت حق رای دهی شخص یا رای دادن وی در مراکز رای دهی مربوطه اعتراض نمایند.

(2)رئیس مرکز رای گیری در مورد قبول یا رد اعتراض تصمیم اتخاذ نموده, جرئیات رد اعتراض یا پذیرش و دلایل خود را در روز انتخابات در سند رسمی درج می نماید.



مهر صندوقهای رای دهی وسایر مواد توسط رییس مرکز رای گیری
ماده 47
(1)به مجردی که صندوق انتخابات پر یا رای دهی ختم گردد, رئیس مرکز رای گیری در حضور نمایندگان کاندیدان وناظرین انتخابات آنرا طبق طرز العمل تجویز شده, مهر نموده وبه نمایندگان کاندیدان که می خواهند عین کار را انجام دهند, دجازه میدهد تا شماره مهرها را یتاد داشت نمایند.

(2)رئیس مرکز رای گیری صندوق های رای دهی وبسته های اوراق رای دهی را با در نظر داشت هدایت کمیسیون, به مرکز شمارش آراء, تسلیم می نماید.



محل وزمان شمارش آراء
ماده 48
شمارش آراء در مراکزی که توسط کمیسیون تعیین می گردد, صورت میگیرد.

ارائه وتصدیق نتایج
ماده 49
(1)کمیسیون مکلف است, بعد از آنکه طرزالعمل های شمارش تکمیل وکلیه شکایات در ارتباط به رای گیری و شمارش توسط کمیسیون شکایات انتخاباتی مورد رسیدگی قرار گرفت, نتایج تصدیق شده انتخابات را در هر حوزه انتخاباتی اعلام نماید.

(2)کمیسیون یا کمیسیون شکایات انتخاباتی می تواند قبل از تصدیق نتایج, دستور شمارش مجدد قسمی یا کلی اوراق رای دهی در یک مرکز شمارش, یا انجام مجدد رای دهی در هر حوزه انتخاباتی را صادر نماید.

(3)نتایج انتخابات بعد از تصدیق کمیسیون, نهایی وقابل تطبیق می باشد.

(4)کمیسیون مکلف است بعد از آنکه نتایج انتخابات تصدیق وتمام اعتراضات مورد رسیدگی قرار گرفت, نتایج آن را اعلام وبه نشر برساند.



پخش ونشر منصفانه وبیطرفانه افکار ونظریات
ماده 50
(1) به منظور آگاهي عامه در جريان مبارزات انتخاباتي، رسانه هاي همگاني (تلويزيون، راديو و اخبار) مرامنامه ها، نظريات و اهداف کانديدان را مطابق طرز العمل کمیسیون به طور منصفانه و غير جانبدارانه پخش و نشر نمايند.

(2) کانديدان حتی الامکان به رسانه هادسترسي داشته می باشند. به منظور آگاهي عامه، در جريان مبارزات انتخاباتي، رسانه هاي همگاني دولتي مکلف اند نظريات، اهداف و مرامنامه کانديدان را با موافقت کميسيون مستقل انتخابات، بطور منصفانه و بي طرفانه پخش ونشر نمايند.

(3)رسانه های جمعی دولتی مکلف اند حسب ضرورت, اهداف, پالیسی ها وطرز العملهایی را برای تطبیق نشرات منصفانه انتخابات واحکام فقره(1و2) این ماده, تدوین نمایند.



کميسيون رسانه
ماده 51
(1)کمیسیون, کمیسیون رسانه های خبری را حد اقل (60) روز قبل از تاريخ انتخابات، تاسیس می نماید. 

این کمیسیون گزارش رای دهی ونشر منصفانه مبارزات انتخاباتی را نظارت نموده وبه شکایات مربوط به هر گونه تخلف از گزارش دهی منصفانه ویا نشر مبارزات انتخاباتی ویا سایر تخلفاتی که به احکام اصول رفتار رسانه های خبری مربوط می شود, رسیدگی می کند. در صورت اعتراض, معترض می تواند اعتراض خود را به کمیسیون ارائه نماید.

(2)ترکیب, وصلاحیت های کمیسیون رسانه های خبری توسط کمیسیون وضع وتنظیم می گردد.



فصل 9
شکایات وتخلفات انتخاباتی

کمیسیون شکایات انتخاباتی
ماده 52
(1)به منظور رسیدگی به تخلفات, شکایات واعتراضات انتخاباتی, کمیسیون شکایات انتخاباتی, کمیسیون شکایات انتخاباتی به ترکیب ذیل اتخاذ می گردد:

1- شخص انتصاب شده توسط ستره محکمه به حیث عضو.

2- شخص انتصاب شده توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان به حیث عضو.

3- سه نفر اعضای بین المللی که توسط نماینده خاص سرمنشی ملل متحد در افغانستان تعیین می گردند به حیث اعضا.

(2)کمیسیون شکایات انتخاباتی یک تن از اعضای خویش را به حیث رئیس انتخاب می نماید.

(3)کمیسیون شکایات انتخاباتی صلاحیت رسیدگی و اتخاذ تصمیم در موارد ذیل را دارا می باشد:

1- شکایات مربوط به تخلفات انتخاباتی به شمول موارد نقض قانون در قسمت انجام پروسه انتخابات, مشروط بر اینکه شکایات قبل از تصدیق نتایج انتخابات رسیده باشد.

2- موارد اعتراض بر لست کاندیدان وشرایط و اوصاف کاندیدان که در جریان پروسه انتخابات مطرح می شود.

(4)کمیسیون شکایات انتخاباتی طرزالعمل ونحوه رسیدگی به شکایات را ترتیب وطبق آن عمل می نماید.

(5)کمیسیون شکایات انتخاباتی می تواند موضوعاتی را که در محدوده صلاحیت آن قرار دارد به ابتکار خود وبدون موجودیت شکایت یا اعتراض مورد رسیدگی قرار دهد.

(6)تصامیم کمیسیون شکایات انتخاباتی نهایی می باشد.

(7)کمیسیون شکایات انتخاباتی بعد از تصدیق نتایج انتخابات, حد اکثر الی مدت سی روز کار خویش را پایان می دهد.

(8)کمیسیون شکایات انتخاباتی به منظور رسیدگی به شکایات انتخاباتی, به کمیسیون ها در سطح ولایات تفویض صلاحیت می نماید تا در محدوده صلاحیت خود طبق طرزالعمل تصویب شده از جانب کمیسیون شکایات انتخاباتی, شکایات را مورد رسیدگی قرار دهند.



تخطی های انتخاباتی
ماده 53
اعمال ذیل, تخطی های انتخاباتی شمرده می شود:

1. ارائه معلومات نادرست به کمیسیون وکمیسیون های مربوط آن ویا به کمیسیون شکایات انتخاباتی.

2. تهدید, تخویف یا هتک حرمت رای دهنده, کاندید یا ژورنالیستی که اخبار مربوط به انتخابات را راپور می دهد, به هر نحوی که باشد.

3. ممانعت از مشارکت اشخاص ذیربط, به شمول مشاهدین ونمایندگان دارای اعتبارنامه, در پروسه انتخابات.

4. ارتکاب تقلب در رای دهی یا شمارش آراء.

5. پیشنهاد یا قبول وجه پولی یا منفعتی دیگر به مقصد اعمال نفوذ در پروسه انتخابات.

6. داشتن یا تلاش برای داشتن بیشتر از یک کارت ثبت نام به حیث رای دهنده.

7. رای دهی یا کوشش برای رای دهی با استفاده از کارت تزویری یا کارت شخص دیگر.

8. تغییر, تبدیل وسرقت اسناد انتخاباتی یا محو این اسناد بدون تجویز قانونی.

9. تزویر وجعل کارت های ثبت نام رای دهندگان, اوراق رای دهی یا فورمه های رسمی.

10. حصول کارت ثبت نام رای دهندگان با فریب کاری.

11. تلاش به رای دهی بیش از یکبار در یک انتخابات.

12. دخالت در مواد ولوازم انتخاباتی یا صندوق های رای دهی بدون صلاحیت لازم.

13. اخلال کار مامورین انتخاباتی حین انجام وظایف شان.

14. نقض اصول رفتار احزاب سیاسی, کاندیدان ونمایندگان آنها یا اصول رفتار مامورین انتخابات.

15. استفاده از پولی که از راه فعالیتهای غیر قانونی بدست آمده باشد.

16. استفاده از منابع مالی خارجی برای اعمال نفوذ در پروسه انتخابات.

17. اغوا وتحریک سایر اشخاص به ارتکاب تخطی های انتخاباتی.

18. تخلف از احکام قانون وسایر اسناد تقنینی مربوط به پروسه انتخابات.

19. عدم رعایت دساتیر کمیسیون شکایات انتخاباتی یا کمیسیون شکایات انتخاباتی یا کمیسیون رسانه ها.



تحریم ومجازات
ماده 54
(1)کمیسیون شکایات انتخاباتی در صورت تثبیت تخطی انتخاباتی با در نطر داشت حالات یکی از تدابیر ذیل را اتخاذ نموده می تمواند:

1- اخطار یا دستور به اقدام اصلاحی, به شخص یا اداره خاطی.

2- وضع جریمه نقدی که بیشتر از یکصد هزاافغانی(100000)نباشد.

3- اتخاذ تصمیم مبنی بر تجدید رای دهی یا شمارش آراء قبل از تصدیق واعلام نتایج.

4- حذف کاندید از لست کاندیدان در صورت موجودیت دلایل مؤجه.

5- بی اعتبار شناختن اوراق رای دهی فاقد شرایط لازمه یا دستور شمارش یا شمارش مجدد یک ورق رای دهی یا گروهی از اوراق رای دهی.

6- منع شخص خاطی از ایفای وظیفه در کمیسیون ودارالانشای آن به مدت حد اکثر ده سال.

(2)کمیسیون شکایات انتخاباتی می تواند بالای یک حزب سیاسی ویا طرفداران شان که مرتکب تخطی انتخاباتی شده باشند, تحریم وضع نماید. در وضع چنین تحریمی, کمیسیون شکایات انتخاباتی باید هر گونه شواهدی را که نشان دهد حزب سیاسی ویا کاندید مربوطه کوشش های مناسب را جهت جلو گیری اعضا ویا طرفداران شان از ارتکاب تخطیهای انتخاباتی انجام داده است, مورد غور قرار دهد.

(3)کمیسیون شکایاتی میتواند علاوه بر تطبیق تحریمات فوق در صورت موجودیت شواهد مبنی بر ارتکاب جرم, متخلف را غرض تعقیب عدلی به سارنوالي معرفی نماید.



فصل 10
احکام متفرقه

تعویق, تعلیق یا تدویر مجدد انتخابات
ماده 55
(1)در صورتیکه شرایط امنیتی, مالی, تخنیکی وحوادث وحالات غیر مترقبه, تدویر انتخابات را غیر ممکن سازد ویا اینکه, مشروعیت پروسه انتخابات را به کلی صدمه رساند, کمیسیون می تواند, انتخابات را در حوزه مربوط الی رفع آن حالات, به تعویق انداخته یا به حالت تعلیق قرار دهد.

(2)در صورتیکه کمیسیون تشخیص نماید که انتخابات در یک حوزه انتخاباتی, ناقص بوده, می تواند امر برگذاری انتخابات مجدد را در حوزه مذکور صادر نماید.



ترتیب لوایح وطرزالعمل ها
ماده 56
کمیسیون می تواند به منظور تطبیق بهتر احکام این قانون لوایح, طرزالعمل ها ورهنمود های جداگانه را وضع ونشر نماید.

فصل 11
احکام انتقالی

دفتر مشترک تنظیم انتخابات
ماده 57
(1)جهت تدویر ونظارت بر پروسه های انتخاباتی در جریان دوره انتقالی, طوریکه در ماده یکصد وپنجاه ونهم قانون اساسی ذکر شده است, دفتر مشترک تنظیم انتخابات, به نحویکه در فرمان ریاست دولت انتقالی اسلامی افغانستان مورخ ماه دلو1382 ایجاد گردیده, تمام اختیارات کمیسیون مستقل انتخابات را قسمی که در ماده یکصد وپنجاه وششم قانون اساسی واین قانون تعیین گردیده, اعمال می نماید

(2)با تکمیل تمام وظایف مربوط به انتخابات در جریان دوره انتقالی, دفتر مشترک تنظیم انتخابات منحل گردیده وکمیسیون مستقل انتخابات تمام اختیارات مندرج در ماده یکصد وپنجاه وششم قانون اساسی واین قانون را به عهده می گیرد.



تاریخ انفاذ
ماده 58
این قانون از تاریخ توشیح نافذ ودر جریده رسمی نشر گردد وبا انفاذ آن قانون انتخابات منتشره جریده رسمی شماره(829) مورح 10 جوزای سال 1383 ملغی شمرده می شود.